روانشناسي
وبلاگ روانشناسي

تمركز بستگي به توانايي تمركز دارد. توسعه تمركز كار آساني نيست، زيرا به تعدادي از عوامل شامل محيط بيروني و طرز فكر خودتان بستگي دارد. تمركز اساساً تربيت ذهني شما براي بهبود تمركز است با اين حال, ذهن تمايل دارد در برابر تلاش هاي شما در برابر آزادي خود مقاومت كند.

 

با چند دقيقه تمرين براي بهبود تمركز كه در اين بخش از نمناك خواهيم گفت قادر خواهيد بود كه ذهن تان را منظم كنيد و در نتيجه تمركز خود را افزايش دهيد.قبل از انجام اين تمرين ها, اول از همه بايد جايي پيدا كنيد كه بدون هيچ مزاحمتي بتوانيد تنها باشيد.

مي توانيد چهارزانو روي زمين يا روي يك صندلي با ستون فقرات خود بنشينيد. چند نفس عميق بكشيد و سپس بدن خود را آرام كنيد، تا توجه خود را به آن معطوف كنيد. براي شروع تمرين مي توانيد اين تمرينات را به مدت 10 دقيقه تمرين كنيد و بعد از چند هفته تمرين طولاني تر كنيد.

بهترين تمرينات خانگي براي افزايش قدرت تمركز و دقت

تمرين هاي تمركزي:

تمرين 1:

يك كتاب يا مجله را برداريد و تعداد كلمات در يك پاراگراف را بشماريد. دوباره آن ها را بشماريد تا مطمئن شويد كه درست شمارش كرده ايد. مي توانيد با يك پاراگراف شروع كنيد و همانطور كه به آن عادت مي كنيد, به شمردن كلمات در دو پاراگراف ادامه دهيد.

سپس به شمردن كلمات روي كل صفحه ادامه دهيد. دقت كنيد كه بدون اشاره كردن انگشت به هر كلمه, ذهن را به صورت ذهني و تنها با چشم خود انجام دهيد. اين، يكي از ساده ترين تمرين هاي مغز براي بهبود تمركز است.

تمرين 2:

ورزش ديگري براي افزايش تمركز در ذهن شمارش از صد تا يك است. زماني كه اين كار را مي كنيد, سعي كنيد از صد به يك حساب كنيد، اما اين بار سه عدد را حذف كنيد مثل:100- 97- 94- 91- 88 و ...

 

تمرين 3:

يك كلمه الهام بخش يا يك صداي ساده را انتخاب كنيد و در ذهن خود به آن فكر كنيد و آن را براي چند دقيقه در ذهن تان تكرار كنيد. زماني كه ذهنتان شروع به تمركز بر روي آن كرد, به مدت 10 دقيقه بدون وقفه حركت كنيد.

تمرين 4:

سعي كنيد حداقل سه دقيقه افكار خود را سركوب كنيد. اين كار خيلي سخت به نظر مي رسد، اما با تمرين منظم مي توانيد اين كار را انجام دهيد. با يك دقيقه شروع كنيد و به تدريج زمان را افزايش دهيد. سعي كنيد بدون در نظر گرفتن فكر در ذهن خود, براي چند دقيقه خالي بمانيد. اين يكي از سخت ترين تمرين ها براي تمركز است.

 

تمرين 5:

صاف روي يك صندلي بنشينيد, سرتان را بالا بگيريد و شانه ها را عقب بكشيد. بازوي راست خود را تا سطح شانه بالا ببريد و به سمت راست خود اشاره كنيد. به اطراف نگاه كنيد, سرتان را تكان دهيد و نگاه خود را به انگشتان خود ثابت كنيد.

در حين انجام اين كار, دست هايتان را كاملاً بي حركت نگه داريد. اين تمرين را با دست چپ خود تكرار كنيد.زماني كه بتوانيد دست هايتان را كاملاً ثابت نگاه داريد, طول زمان را افزايش دهيد تا با هر بازوي خود به 10 دقيقه برسيد.

راحت ترين موقعيت اين است كه دست تان را به سمت پايين بچرخانيد وقتي كه باز است. اگر بتوانيد به نوك انگشتان خود نگاه كنيد, قادر خواهيد بود بگوييد كه آيا دست شما كاملاً بي حركت است يا خير.

تمرين 6:

هدف از اين تمرين بهبود تمركز است. يك ميوه مانند سيب, موز يا يك پرتقال در دست داشته باشيد و از هر طرف آن را بررسي كنيد و توجه خود را بر آن متمركز كنيد. با افكار نامربوط كه ممكن است در ذهن و يا افكار مربوط به ميوه مانند بقالي كه آن را خريداري كرده ايد, منتقل نشود, ارزش غذايي آن بايد آرام بماند و تمام اين افكار را ناديده بگيريد. تمام توجه خود را به ميوه بدون فكر كردن به چيز ديگري معطوف كنيد و شكل, مزه, بو و احساس لمس آن را بررسي كنيد.

تمرين 7:

يك ليوان را پر از آب كنيد. دست هايتان را به طور مستقيم در مقابل خود قرار دهيد و با انگشت هايتان آن را بگيريد. حالا چشم خود را بر روي شيشه بگذاريد و تمام توجه خود را روي آن متمركز كنيد.

در حين انجام اين كار سعي كنيد دستتان را چنان محكم نگه داريد كه هيچ حركت قابل ملاحظه اي نباشد. اين كار را يك دقيقه انجام دهيد و سپس به تدريج آن را به پنج افزايش دهيد. اين تمرين بايد با يك بازو و سپس با ديگري انجام شود.

 

تمرين 8:

يك شي ساده كوچك مانند قاشق, چنگال, فنجان يا يك ليوان را برداريد. حالا روي يكي از اين اشيا تمركز كنيد و بدون هيچ كلمه اي در ذهن خود به آن نگاه كنيد.

تمرين 9:

زماني كه در تمرين هاي فوق مهارت پيدا كرديد، مي توانيد اين تمرين را امتحان كنيد. يك شكل هندسي كوچك از حدود يك سانت ابعاد, مانند يك مثلث, مستطيل يا يك دايره بكشيد. آن را با هر رنگي كه مي خواهيد رنگ كنيد و سپس با نگاه كردن به شكل شما و هيچ چيز ديگري روي آن متمركز شويد.

وارد شدن هر گونه افكار نامربوط و يا حواس پرتي را ناديده بگيريد. توجه خود را فقط بر روي شكل متمركز كنيد و سعي نكنيد چشم ها را فشار دهيد. وقتي اين كار را كرديد، مي توانيد سعي كنيد تصويرش را با چشمان بسته تان تجسم كنيد. اگر ظاهر شي را فراموش كرديد, چشمان خود را براي چند ثانيه باز كنيد, نگاه كنيد و سپس چشم هايتان را ببنديد.

تمرين 10:

با نشستن بر روي يك صندلي راحت شروع كنيد و ببينيد كه چه مدت مي توانيد بمانيد. اين ممكن است آسان به نظر برسد، اما در ابتدا خيلي سخت است. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه توجه خود را به نشستن متمركز كنيد.

مطمئن شويد كه هيچ حركتي غير ارادي انجام نمي دهيد. مي توانيد با نشستن در يك موقعيت آرام براي چند دقيقه شروع كنيد. به تدريج زمان را به چند دقيقه و سپس به 10 دقيقه افزايش دهيد.

تمرين 11:

صندلي خود را برداريد و دست هايتان را روي آن قرار دهيد, مشت ها را گره كرده و پشت سر روي ميز قرار دهيد تا انگشت شست بر روي انگشتان دو برابر شود. حالا به دقت به مشتتان نگاه كنيد و سپس به تدريج شست خود را باز كنيد.

در حين انجام اين كار, تمام توجه شما بايد بر روي اين عمل متمركز باشد طوري كه انگار خيلي مهم است.پس از اين كار, اولين انگشت خود را تا زماني كه همه آن ها را باز كنيد, ادامه دهيد.سپس فرآيند را معكوس كنيد.

اين تمرين بايد با يك دست انجام شود و سپس با دست ديگر تكرار شود. مي توانيد آن را در عرض چند روز به ده برابر افزايش دهيد.

تمرين 12:

اين تمرين به شما اين امكان را مي دهد كه از درون تمركز كنيد. با دراز كشيدن و شل كردن كامل ماهيچه هاي خود شروع كنيد. حالا بر ضربان قلب خود تمركز كنيد، بدون اينكه به چيز ديگري توجه كنيد. به قلب و نحوه پمپاژ خون به هر بخش بدن فكر كنيد.

در حالي كه اين كار را انجام مي دهيد, سعي كنيد خون را تجسم كنيد كه قلب شما را ترك مي كند و در يك مسير درست روي پنجه پا جريان مي يابد. به عكس ديگري كه از خون جاري مي شود فكر كنيد. بعد از انجام اين تمرين مي توانيد خون عبوري از سيستم خود را احساس كنيد.

تمرين 13:

روي يك صندلي راحت بنشينيد و كمر خود را صاف كنيد. حالا يك انگشت را به سمت راست بيني تان فشار دهيد و نفس عميقي بكشيد. تا ده بشماريد, نفس را به آرامي بكشيد و از سوراخ سمت راست بيني به اندازه ده بشماريد. اين تمرين را با سمت ديگر بيني تكرار كنيد. اين تمرين بايد حداقل سه بار تكرار شود.

 

تمرين 14:

در مقابل آينه بايستيد، دو علامت را روي يك سطح با چشم خود روي آينه قرار دهيد و آن ها را به عنوان دو چشم انسان تصور كنيد كه به شما نگاه مي كنند. در ابتدا ممكن است كمي پلك بزنيد، اما بدون حركت، سر خود را صاف نگاه داريد.

تمام افكار شما بايد متمركز بر نگاه داشتن سر و اجتناب از افكار ديگر در ذهن تان باشد. حالا سر، چشم ها و بدن خود را باز نگه داريد، فكر كنيد كه شما به يك كسي كه به او اعتماد داريد، نگاه مي كنيد. اطمينان حاصل كنيد اتاقي كه در آن ايستاده ايد، تهويه مناسبي دارد.

نفس عميق خود را در مقابل آينه تمرين كنيد. شما احساس خواهيد كرد كه هر سلول به هر سلول ديگر نفوذ مي كند، داراي احساس آرامش و قدرت مي شويد و باعث مي شود بيشتر تمركز كنيد. اين تمرين بايد براي 3 دقيقه انجام شود.

تمرين 15:

اين تمرين با تمركز بر صداها در ارتباط است. در زندگي روزمره ما صداهاي مختلفي مي شنويم. سعي كنيد بر روي يك صداي خاص تمركز كنيد. سپس به صداهاي زياد ديگري مانند صداي پرنده ها تمركز كنيد.

دوباره به صداي ديگري گوش دهيد، مانند صداي ترافيك. ادامه دهيد تا بين صداها بعد از تمركز بر روي يك صدا براي يك دقيقه تغيير دهيد. اين تمرين همچنين مي تواند با تمركز بر روي شخص يا چيزي كه ايجاد صدا و تغيير جهت دادن بر روي ديگري ايجاد مي كند، به صورت بصري انجام شود.

تمرين 16:

نقاشي و رنگ كردن فعاليت هاي بسيار مفيد و زيادي براي حفظ آرامش مغز و تحريك خلاقيت هستند. همچنين ق را بهبود مي بخشد. از آنجا كه اين وظيفه اي است كه مستلزم تمركز كامل در حين حركت در مورد آن است، رنگ كردن، قدرت تمركز فرد را بهبود مي بخشد و همانطور كه در اين بخش از نمناك گفته شده است اين كار ذهن را درگير يك فعاليت واحد مي كند.

كودكان و بزرگسالان از كارهاي خلاقانه اي مانند طراحي، نقاشي و رنگ آميزي بهره مي برند. در متن زير پنج تمرين آورده شده است كه مي تواند به شما در افزايش تمركزتان كمك كند.

تمرين ذهني براي افزايش تمركز:

1.تمرين ذهني و روحي:

يك شي را در مقابل خود قرار دهيد و شروع به تمركز بر روي آن كنيد. تا آنجا كه مي توانيد به آن شي خيره نگاه كنيد. زماني كه ذهن شما شروع به پرسه زدن مي كند، افكاري را كه باخود مي آورد را بررسي كنيد.

هرچه زمان بيشتري بتوانيد بر روي آن تمركز كنيد، تمركز حواستان بيشتر افزايش خواهد يافت. اين به نوبه خود، توانايي هاي تمركز شما را افزايش مي دهد. همچنين مي توانيد بر روي تنفس خود نيز تمركز كنيد.

2.تمرين موسيقي:

موسيقي مورد علاقه خود را بنوازيد يا پخش كنيد و به دقت به آن گوش دهيد. دقت كنيد كه اين موسيقي چه احساسي به شما مي دهد. چه احساسي باعث بيرون آمدن آن مي شود؟ اگر برخي از خاطرات بيرون مي آيند، آن خاطرات باعث مي شوند شما چه چيز را احساس كنيد؟ شما حتي مي توانيد با احساسات خود درگير شويد تا بدانيد آن ها تا كجا شما را خواهند برد.

3.تمرين دست:

دست هايتان را به مدت 10 ثانيه محكم كنيد و بعد آن ها را رها كنيد. حالا بر روي اين كه دستان شما چه احساسي دارند و تا زماني كه مي توانيد تمركز كنيد، تمركز كنيد.

4.حس بويايي:

بو كشيدن كمي تندي از قبيل دانه قهوه، عطر و غيره را امتحان كنيد. حالا به چيزي كه اين بو به بيني و يا مغز شما مي دهد، توجه كنيد و ببينيد چه احساسي آنها را زنده مي كند.

5.تمرين فيلمي:

در حالي كه تماشاي يك فيلم به نحوه جذب شدنتان به فيلم توجه مي كند. دقت كنيد كه چه احساسي در اين فيلم وجود دارد و يك يادداشت از آن برداريد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: افزايش تمركز و دقت،
موضوع:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ ] [ ۰۷:۵۶:۲۴ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]

چاقي

به گزارش مشرق، معمولاً بيشتر مواقع دچار اضافه وزن مي‌شويد بدون اينكه دليل آن را بدانيد؟

اگر قبلاً فرد لاغري بوده‌ايد و در عرض چند ماه گذشته كاري انجام نداده‌ايد و وزن اضافه كرده‌ايد حتماً متعجب هستيد و از خود مي‌پرسيد چرا چنين اتفاقي روي داده است! شما غذاهاي سالمي مي‌خوريد، به كلاس‌هاي ورزشي مي رويد، آب زيادي مي‌نوشيد اما باز هم چاق مي‌شويد و دليلي براي آن نداريد. با اينكه ورزش كردن و خوردن غذاهاي سالم مي‌تواند براي كاهش چربي‌هاي شكمي مفيد باشد اما موارد ديگري نيز وجود دارد كه باعث افزايش اندازه دور كمرتان مي‌شود. بيشتر اين موارد خارج از كنترل شما هستند اما زياد نگران نباشيد.

در اين مقاله قصد داريم ۱۰ مورد از دلايلي كه باعث افزايش وزن ناگهاني مي‌شود را با هم مرور كنيم. پس همراه ما باشيد.

غده تيروئيد شما به درستي كار نمي‌كند:


همانطور كه مي‌دانيد تيروئيد غده پروانه‌اي شكلي در گردن است كه بالاي سيب آدم قرار دارد و طيف وسيعي از عملكردهاي بدن همچون متابوليسم را تنظيم مي‌كند. اما برخي از اوقات به دلايل گوناگون، غده تيروئيد ممكن است فعاليت كافي نداشته باشد.

در چنين شرايطي كه به آن كم كاري تيروئيد مي‌گويند، وزن افزايش پيدا مي‌كند. بدترين بخش ماجرا اين است كه چنين شرايطي اغلب به آهستگي توسعه پيدا مي‌كند و به همين خاطر بيشتر افراد متوجه نشانه‌هاي بيماري نمي‌شوند.

اگر مشكلات تيروئيدي مقصر اصلي افزايش وزن شما باشد، ورزش كردن يا داشتن رژيم غذايي مناسب نمي‌تواند كمكي به كاهش وزن شما بكند.

اين كار را بكنيد: در اين شرايط بهتر است از يك پزشك متخصص كمك بگيريد. اگر به طور ناگهاني وزن اضافه كرديد و دليلي براي آن نداشتيد بهتر است عملكرد غده تيروئيد خود را مورد بررسي قرار دهيد. استفاده از دارو مي‌تواند شرايط موجود را بهبود ببخشد.

غذاهاي سالم را بيش از اندازه مصرف مي‌كنيد:


زماني كه مي‌خواهيد وزن كم كنيد اندازه غذاهاي سالمي كه مصرف مي‌كنيد نيز از اهميت بسيار زيادي برخوردار خواهد بود. دليل اين امر بسيار ساده است. بيشتر غذاهاي مقوي همچون آووكادو، جوي دوسر، كينوا، شكلات تلخ، آجيل‌ها و كره آجيل‌ها زماني كه بيش از حد مصرف مي‌شوند مي‌توانند به افزايش وزن منجر شوند.

اين كار را بكنيد: زماني كه مواد غذايي سالم همچون ميوه و سبزيجات را مي‌خوريد در مصرف ان ها زياده روي نكنيد. دفعه بعد، زماني كه خواستيد وعده غذايي خود را آماده كنيد به خاطر داشته باشيد كه بايد اندازه وعده غذايي را كنترل كنيد. اندازه كره آجيل يا پنيرها نبايد بزرگ‌تر از توپ پينگ پونگ باشد. اندازه صحيح برنج و پاستا يك مشت است. گوشت بدون چربي بايد اندازه يك كارت بازي كوچك باشد. تبعيت از قوانين پيشنهادي مي‌تواند در كاهش وزن مفيد باشد.

آب كافي در بدن خود نداريد:


مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد نوشيدن دو فنجان آب قبل از هر وعده غذايي مي‌تواند سرعت افزايش وزن را به طور قابل توجهي كاهش دهد. به همين خاطر ننوشيدن آب كافي مي‌تواند اثر معكوسي بر روي وزن داشته باشد. آب مي‌تواند در حفظ دماي بدن مفيد باشد و قادر است شما را سير نگه دارد.

ننوشيدن آب كافي مي‌تواند به افزايش خوردن منجر شود و در نهايت كالري‌هاي ورودي به بدن را بيشتر نمايد. زماني كه بدن شما آب كافي ندارد، نمي‌تواند وظايف خود را به درستي انجام دهد.

اين كار را بكنيد: تا جايي كه مي‌توانيد در طول روز آب كافي مصرف نمائيد.

شما افسرده هستيد:


اگر افسرده هستيد و براي درمان آن دارو مصرف مي‌كنيد ممكن است دچار افزايش وزن شويد. بيش از ۲۵ درصد افرادي كه داروهاي ضد افسردگي خاصي را مصرف مي‌كنند افزايش وزن را در اين دوره تجربه خواهند كرد.

برخي از داروها ممكن است هوس افراد براي خوردن مواد شيرين به خصوص كربوهيدرات‌ها را افزايش دهند. برخي از داروها نيز اشتهاي افراد را بيشتر مي‌كنند. دارو ممكن است اثر منفي بر روي متابوليسم فرد داشته باشد.

از آنجايي كه افسردگي به همراه عدم تمايل به مصرف غذاها ديده مي‌شود، داروهاي افسردگي به فرد كمك مي‌كند اشتهاي خود را بازيابد. در اين شرايط، بيمار غذاي بيشتري مصرف مي‌كند و چاق مي‌شود

اين كار را بكنيد: تغيير دارو تحت نظر پزشك مي‌تواند گزينه خوبي براي پيشگيري از افزايش وزن باشد. با اين حال چنين موضوعي بايد توسط پزشك متخصص انجام شود و شما نمي‌توانيد خودسرانه مصرف داروهايتان را قطع كنيد.

افسردگي

از وزن كردن خودداري مي‌كنيد:


زماني كه در مورد افزايش وزن صحبت مي‌كنيم، ناديده گرفتن مي‌تواند دليل اصلي افزايش اندازه دور كمرتان باشد. زماني كه از وزن كردن خود خودداري مي‌كنيد و نمي‌خواهيد وزن اصلي خود را بدانيد، واقعاً دچار مشكل خواهيد شد.

اين موضوع در فصل‌هاي زمستان واقعيت دارد زيرا بيشتر افراد در هواي سرد زمستان در خانه مي‌مانند و به خوردن مواد غذايي مختلف روي مي‌آورند و چاق مي‌شوند.

اين كار را بكنيد: اگر قصد داريد وزن اضافي خود را كم كنيد بهتر است فعاليت‌هاي روزمره را بيشتر نمائيد و حداقل هفته‌اي يكبار خود را وزن كنيد. پيشرفت خود در اين مسير را پيگيري نمائيد. پيشنهاد مي‌شود خود را روزهاي دوشنبه، چهارشنبه و جمعه وزن كنيد.

شما غرق در تفكرات ورزشي هستيد:


شكي نيست كه انجام تمرينات ورزشي يكي از فاكتورهاي مهم براي كاهش وزن است اما فكر كردن بيش از حد در مورد جلسات بعدي ورزش مي‌تواند فرايند كاهش وزن را دشوار سازد.

تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد زماني كه در فكر كلاس‌هاي ورزشي دلخواه خود هستيد، بيشتر از قبل كالري وارد بدن مي‌كنيد. زيرا فكر مي‌كنيد در جلسات ورزشي كالري وارد شده را مصرف خواهيد كرد. معمولاً بيشتر افراد به چنين هدفي دست پيدا نمي‌كنند و در نهايت چاق مي‌شوند.

اين كار را انجام دهيد: بنشينيد و فراموش كنيد كه قرار است ورزش كنيد. در آغاز هر ماه، تمرينات ورزشي ماه بعدي خود را به كمك يك اپليكيشن برنامه ريزي كنيد. اين كار به شما كمك مي‌كند در مورد جلسات بعدي ورزش خود فكر نكنيد و كالري اضافي وارد بدن ننماييد. براي اينكه بتوانيد به اهداف كاهش وزن خود برسيد، از مصرف مواد غذايي زياد قبل از ورزش خودداري كنيد.

هزينه‌هاي مصرفي خود را بررسي نمي‌كنيد:


زماني كه به خريد مي رويد ممكن است حساب خود را بررسي نكنيد و هر چيزي كه دوست داريد را خريداري نمائيد. يكي از مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد زنان بيشتر از مردان علاقه به خريد مواد غذايي دارند و زماني كه در حال خريد هستند بدون توجه به مقدار پول باقي مانده در حساب خود به طرف ايتم ها و موارد دلخواه خود مي‌روند.

اين كار را بكنيد: دفعه بعد زماني كه خواستيد به خريد برويد، پول كمتري همراه خود ببريد يا اينكه قبل از خريد حساب خود را بررسي كنيد. اين كار باعث مي‌شود مواد غذايي كمتري خريداري نمائيد.

دير مي‌خوابيد:

اگر شب دير وقت بخوابيد تمامي تلاش‌هايي كه براي كاهش وزن خود انجام مي‌دهيد نابود خواهد شد. مطالعات متعدد نشان مي‌دهد كه خواب اندك مي‌تواند سطح BMI و دور كمر را افزايش دهد. حتماً از خود مي‌پرسيد دليل اين امر چيست؟ كمبود خواب منجر به افزايش سطح هورمون گرسنگي به نام گرلين مي‌شود و سطح هورمون سيري به نام لپتين را كاهش مي‌دهد.

تحقيقات نشان مي‌دهد زماني كه فرد كمبود خواب دارد، مغز او به سمت غذاهاي پر كالري و تنقلات روي مي‌آورد و توانايي كمتري در كنترل وعده غذايي خواهد داشت.

بي خوابي

اين كار را بكنيد: بعد از يك يا دو هفته استراحت و خواب كافي مي‌تواند جلوي اشتهاي خود را بگيريد و وزن كم كنيد.

آيتم‌هايي را در منو سفارش مي‌دهيد كه به نظر سالم هستند:

دليل افزايش وزن سريع, علت چاق شدن ناگهاني, شام خوردن در رستوران
اين موضوع به نظر عجيب و غريب مي‌رسد اما درست است. زماني كه فكر مي‌كنيد بهترين وعده غذايي را براي خود انتخاب كرده‌ايد، ممكن است مغز گرلين بيشتري ترشح كند و در نهايت اشتهايتان را بيشتر كند. براي اينكه بتوانيد گرسنگي خود را تحت كنترل نگه داريد به دنبال غذاهايي در رستوران باشيد كه كالري اندكي دارند.

اين كار را بكنيد: غذاهايي را انتخاب كنيد كه زير ۵۰۰ كالري دارند.

شغل استرس زايي داريد:


ممكن است شغل سخت و دشواري كه داريد باعث افزايش وزنتان شده باشد. هورمون كورتيزول زماني آزاد مي‌شود كه بدن تحت استرس است و همين امر موجب مي‌شود تري گليسيريد دد بدن ذخيره شود.

افزايش سطح كورتيزول در بدن مي‌تواند به افزايش قند خون منجر شود و اثر انسولين را كمتر نمايد. همين امر به حس مداوم گرسنگي مي‌انجامد و مي‌تواند شما را به خوردن مواد غذايي بيشتر سوق دهد.

اين كار را انجام دهيد: با مدير خود صحبت كنيد. شما مي‌توانيد زودتر به سر كار برويد و كارهاي خود را سر موقع انجام دهيد. اين كار به شما كمك مي‌كند بحث و جدلي با مديرتان نداشته باشيد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ۱۰ دليل افزايش وزن سريع،
موضوع:
[ ۵ مرداد ۱۳۹۹ ] [ ۰۳:۰۹:۴۰ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]
تصميم گيري براي طلاق

بسياري از زوج‌ها به‌اشتباه تصور مي‌كنند همين كه قادر به تحمل يكديگر نباشند و احساسات‌شان نسبت به هم سرد شود، يعني موعد زندگي مشترك‌شان به سر رسيده و ديگر وقت جدايي است. اما نه! همان‌طور كه براي آغاز زندگي مشترك بايد به بلوغ فكري و پختگي برسيد، براي طلاق نيز بايد از لحاظ روحي و رواني آمادگي پيدا كنيد. اقدام به طلاق بدون آمادگيِ مواجهه با پيامدهاي آن، موجب بروز جدايي‌هاي زودهنگام و نسنجيده‌اي مي‌شود كه زندگي طرفين را تا ساليان سال تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. در اين مطلب قصد داريم به مرورِ آمادگي‌هاي لازم جهت تصميم گيري براي طلاق بپردازيم. آنچه در ادامه مي‌خوانيد، گزيده‌اي از توصيه‌هاي دكتر بروس دِرمَن (Bruce Derman)، روان‌شناس باليني، و وِندي گرِگسون (Wendy Gregson)، مشاور ازدواج و خانواده است كه به زوج‌هاي متقاضي طلاق كمك مي‌كنند تا جدايي كم‌آسيب‌تري داشته باشند.

(توجه داشته باشيد نمونه‌هايي كه در خلال متن مي‌خوانيد، برگرفته از تجربياتي هستند كه دِرمَن و و گرِگسون با مراجعان‌شان داشته‌اند.)

گاهي در يك رابطه، اين خودِ شما هستيد كه در پي مواجهه با مشكلات زناشويي تصميم به طلاق مي‌گيريد:

«احساس مي‌كنم كه ديگه بايد طلاق بگيرم و بالاخره، اين ازدواجِ شكست‌خورده رو تمومش كنم. اما هنوز ته دلم مطمئن نيستم. آخه از كجا بفهمم كه دارم كار درستي مي‌كنم يا نه؟! بعضي وقتا خيلي از اين تصميمم مطمئنم. ولي هنوز يه بخشي از وجودم عاشقشه يا بهتر بگم، اين آدم هنوز يه جورايي برام مهمه. فكر نمي‌كنم كه ديگه واقعا عاشقش باشم. اما نكنه دارم كار اشتباهي مي‌كنم! اين تصميم مي‌تونه روي زندگي بچه‌هام تأثير بذاره. شايد بهتر باشه براي طلاق عجله نكنم. درسته كه سه ساله دارم به اين موضوع فكر مي‌كنم، ولي اگه همسرم سعي كنه رفتارش رو تغيير بده، اون‌وقت همه‌چي حل مي‌شه و ديگه مي‌تونم از فكر طلاق بيرون بيام.»

البته، هميشه هم خودتان تصميم‌گيرنده نيستيد و گاهي اين همسرتان است كه تصميم به طلاق مي‌گيرد. اما به نظرتان فكر طلاق از كجا به سرش زده است؟

«اين فكر، دو هفته‌ي پيش كه سر تعطيلات رفتن‌مون حسابي جروبحث كرديم، به سرم زد. تا اون موقع، هيچ‌وقت فكرش رو هم نكرده بودم كه زندگي‌مون اين‌قدر تأسف‌بار شده باشه. شوكه شدم و حالم خيلي خرابه. بايد يه راهي پيدا كنم تا اين قضيه بالاخره يه جايي تموم شه. شايد اصلا همه‌ي اينا يه خوابه و وقتي از خواب پاشم، ببينم همه‌چي روبه‌راهه.»

تصميم گيري براي طلاق از جمله مهم‌ترين تصميمات زندگي است كه مي‌تواند پيامدهاي چندساله يا مادام‌العمر به همراه داشته باشد. متأسفانه در بسياري موارد، اين تصميم سرنوشت‌ساز با سهل‌انگاري و بدون ارزيابي موقعيت گرفته مي‌شود، درحالي كه خودِ امر طلاق في‌نفسه يك فرايند است. چنانچه زن و شوهر هردو بر سر اين موضوع به توافق برسند و نيز براي طلاق آمادگي داشته باشند، اين فرايند سريع‌تر و راحت‌تر طي خواهد شد و همچنين از خسارات روحي و حتي مالي كه معمولا درنتيجه‌ي طلاق‌هاي پركشمكش و نامحترمانه بروز مي‌كنند، جلوگيري مي‌شود.

اكثر زوج‌ها وقتي تصميم به طلاق مي‌گيرند، حتي به ذهن‌شان هم خطور نمي‌كند كه اين اقدام خطير مستلزم كسب آمادگي است، زيرا به خيال خودشان هرچه زودتر از اين منجلاب پراسترس خلاص شوند، به نفع‌شان است. از اين رو، افرادي كه زندگي مشترك ناآرامي را تجربه مي‌كنند، معمولا تمايل دارند كه در سريع‌ترين زمان ممكن طلاق بگيرند تا بتوانند زندگي جديدي را شروع كنند. جالب‌تر اينكه حتي اطرافيان‌شان نيز از اين تصميم استقبال مي‌كنند. اغلبِ افراد بر اين باورند كه هرچه قائله‌ي يك زندگي زخم‌خورده زودتر ختم شود، آسيبي كه به زندگي طرفين وارد شده است، سريع‌تر التيام خواهد يافت و همه‌ چيز خيلي زود به حالت عادي بازخواهد گشت. اما آگاه باشيد كه اين كار در بسياري موارد به نتيجه‌ي معكوس مي‌انجامد.

زوج‌هايي كه با شتاب اقدام به طلاق مي‌كنند، فرصت كافي براي ارزيابي احساسات، افكار و گزينه‌هاي پيش‌ِرو را ندارند. به همين دليل در مواجهه با هجوم احساساتِ ناشي از جدايي، پيچيدگي‌هاي قانوني امر طلاق و تصميمات سرنوشت‌سازي كه بايد در اين مسير بگيرند، احساس ناتواني مي‌كنند. خيلي اوقات، زوج‌هايي كه عجولانه تصميم به طلاق مي‌گيرند، حتي نمي‌توانند بر سر موضوعاتي كه با يكديگر توافق مي‌كنند، پابرجا بمانند و به‌دنبال هر توافق موقتي و ناپايدار، فقط مشكلات‌شان عوض مي‌شود، اما هيچ مشكلي به راه‌حل قطعي و پايدار نمي‌رسد. دقيقا به همين دليل است كه بسياري از پرونده‌هاي طلاق، با اينكه در ابتدا تصور مي‌شد خيلي زود به نتيجه مي‌رسند، سال‌ها در پيچ‌وخم‌هاي قانوني به طول مي‌انجامند.

دشواري‌هاي تصميم گيري براي طلاق

زوج‌هايي كه تصميم به طلاق مي‌گيرند، بايد دست به انتخاب‌هاي چالش‌برانگيزي بزنند كه به‌سادگي ميسر نيستند و فرد را در تنگناي چندين و چند انتخاب قرار مي‌دهند. فردي كه در تنگناي انتخاب با خود كلنجار مي‌رود، در واقع از پيامدهاي ناخوشايندي كه هركدام از اين انتخاب‌ها در پي خواهند داشت، مي‌ترسد و قادر به تصميم‌گيري نيست. تعدادي از شايع‌ترين دشواري‌هاي تصميم گيري براي طلاق عبارتند از:

۱. مي‌خوام طلاق بگيرم، اما مطمئن نيستم كه تصميم درستيه يا نه

از آنجايي كه طلاق روي زندگي فرزندان، سبك زندگي، وضعيت مالي و سرمايه‌گذاري‌هاي زناشويي تأثير مي‌گذارد، بسياري از زوج‌ها اصرار دارند تصميمي كه مي‌گيرند، از هر لحاظ صحيح‌ و بي‌عيب‌و‌نقص باشد. متأسفانه، هيچ تضميني براي آن وجود ندارد. تنها راه‌حلش اين است كه از روي احساسات يا خودخواهي تصميم نگيريد و شرايط را تا حد امكان به‌درستي سبك‌سنگين كنيد.

۲. من راضي به طلاق نيستم. اين تصميم همسرمه

در چنين شرايطي، فرد احساس مي‌كند كه قرباني شده است و به همين دليل، شديدا به‌‌هم مي‌ريزد و دچار بحران روحي مي‌شود، زيرا زندگي خود را در آستانه‌ي تغييراتي مي‌بيند كه انتخاب خودش نبوده است. در مواجهه با اين دشواري، بايد از خودتان بپرسيد كه آيا اصرارتان به ادامه‌ي اين ازدواج براساس دلايل منطقي است يا توهمات غيرواقعي. البته، كسي كه احساس مي‌كند از سوي طرف مقابل زخم خورده است، به اين راحتي‌ها نمي‌تواند مشكلات موجود در زندگي مشترك‌شان را با ديد منطقي و واقع‌بينانه بنگرد و مسلما آسان نيست كه خود را براي رويارويي منطقي با اين مشكلات آماده كند.

۳. فقط واسه اين مي‌خوام طلاق بگيرم كه احساس مي‌كنم ازدواج‌مون راه به جايي نمي‌بره

افرادي كه با اين دشواري دست‌وپنجه نرم مي‌كنند، معمولا همسرشان را مقصر اين شكست مي‌دانند و به هر قيمتي از خودشان سلب مسئوليت مي‌كنند تا انگشت اتهام فقط به‌سمت طرف مقابل باشد. اين قبيل افراد نسبت به همسر خود احساس خشم مي‌كنند، چرا كه معتقدند رفتار و كردار طرف مقابل باعث شده است كه چنين تصميمي بگيرند. هرچه از بيان ترس‌ها و ناراحتي‌هاي مرتبط با طلاق، بيزارتر باشيد، شدت جاروجنجال‌هاي زندگي مشترك‌تان بالا خواهد گرفت. اما يادتان باشد كه چنانچه در اين روند تجديدنظر نكنيد و صرفا سرزنش‌ها و عدم پذيرش نگراني‌هايتان را ادامه بدهيد، طلاق‌تان به فرايندي تنش‌زا و پركشمكش تبديل خواهد شد كه آسيب‌هاي فراواني به همراه خواهد داشت.

وجه مشترك مواردي كه مرور كرديم، ترس است. در مورد اول، فرد مي‌ترسد كه مبادا تصميم اشتباهي بگيرد؛ در مورد دوم، فرد تمايل دارد كه مشكلات زناشويي خود را انكار كند و در مورد سوم، فرد از مسئوليت‌پذيري و نرم‌خويي مي‌ترسد. نتيجه‌ي تمامي اينها، طولاني شدن فرايند طلاق، جنگ و دعواست. اما براي اينكه بتوانيد طي فرايندي مشاركتي و محترمانه طلاق بگيريد، بايد آماده شويد تمامي سطوح زندگي مشترك‌تان را از يكديگر جدا كنيد. به اين منظور، هردوي شما بايد درمورد ۸ پرسش زير به نتيجه برسيد.

طلاق

 

۱. آيا هنوز به همسرتان علاقه‌مند هستيد؟

بسياري از افرادي كه تصميم به طلاق مي‌گيرند، هنوز نسبت به طرف مقابل احساس علاقه مي‌كنند، اما نزديكي و صميميتي كه پيشتر در رابطه‌‌ي آنها بود، اكنون به‌دليل مدت‌ها كشمكش رنگ باخته است. چنانچه در چنين وضعيتي گير افتاده‌ايد، توصيه مي‌شود پيش از تصميم گيري براي طلاق، سعي كنيد زندگي مشترك‌تان را نجات بدهيد، وگرنه در اين احساس فقدان و اندوه باقي خواهيد ماند و چه‌بسا كه احوال‌تان حتي پس از طلاق نيز بيشتر به‌هم بريزد.

«يك روز خانمي به دفترم مراجعه كرد كه هفت سال از ازدواجش با مردي كه عاشقش بود و مي‌گفت انسان متشخصي است، مي‌گذشت. مشكلش با شوهرش اين بود كه درمورد مسائل مالي با يكديگر توافق نداشتند. تأمين مخارج زندگي برعهده‌ي زن بود و همسرش فقط بدهي بالا مي‌آورد. زن كه به‌شدت احساس پريشاني و درماندگي مي‌كرد، به اين نتيجه رسيده بود كه طلاق تنها راه خلاصي از اين همه فشار مالي است. اين خانم هنوز به شوهرش علاقه داشت و چون از پايان دادن به اين رابطه مي‌ترسيد، نمي‌توانست قاطعانه و با اطمينان تصميم بگيرد. ولي درنهايت، طي جلسات مشاوره متوجه شد كه بالاخره بايد يكي از اين دو گزينه را انتخاب كند: يا بايد طلاق بگيرد و عميقا مايل به اتمام ازدواجش باشد يا اينكه زندگي مشتركش را ادامه بدهد و بپذيرد كه عمرش را با درگيري بيهوده در فرايند طلاق تلف نكند.»

۲. آيا در زندگي مشترك‌تان، از «من» به «ما» رسيده بوديد

ازدواج به معني واقعي كلمه يعني اينكه دو طرف بايد در رابطه‌ي زناشويي خود از «من» به «ما» برسند. بسياري از زوج‌هايي كه اقدام به طلاق مي‌كنند، در ازدواج‌شان فقط به‌دنبال برآورده‌سازي نيازهاي شخصي خودشان بوده‌اند. اين قبيل زوج‌ها با اينكه زير يك سقف زندگي مي‌كنند و شايد حتي صاحب فرزند باشند، تمام تلاش‌شان در زندگي مشترك يك اقدام رقابتي با هدف پيروزي بر يكديگر است و هرگز از يك موضع مشاركتي به حل مسائل زندگي وارد نمي‌شوند. چنين افرادي به‌جاي اينكه در تصميم‌گيري‌ها به منفعت همسرشان نيز توجه كنند و كل نظام خانواده را در نظر بگيرند، فقط به ميل خودشان فكر مي‌كنند. پس چنانچه هنوز در زندگي مشترك‌تان از «من» به «ما» نرسيده‌ايد، دو انتخاب داريد:

  1. يا بايد سعي كنيد مقدمات و اصول «ما شدن» را به اتفاق همسرتان ياد بگيريد و زندگي مشترك‌تان را با آگاهي از مهارت‌هاي زندگي زناشويي ادامه بدهيد؛
  2. يا اينكه بپذيريد ازدواج‌تان هرگز ازدواج به معني واقعي كلمه نبوده است و اين رابطه را تمام كنيد.

دكتر دِرمَن به يك تجربه‌ي شخصي در اين ارتباط اشاره مي‌كند:

«جالب است بدانيد من نيز به‌عنوان درمانگري كه در حوزه‌ي مشاوره‌ي طلاق فعاليت مي‌كنم، سال‌ها قبل به‌سختي توانستم بپذيرم كه ازدواج چهارده ساله‌ام يك ازدواج حقيقي نبوده است و من و همسرم تا آن زمان، علي‌رغم سال‌ها زندگي تحت عنوان زن و شوهر، به معني واقعي كلمه زن و شوهر نبوديم. آن وقت‌ها، رابطه‌مان هر چند ماه يك‌بار در معرض جدايي قرار مي‌گرفت. كار هر روزمان شده بود جنگ و دعوا و بعدش هم سازش‌هايي كه حتي به هفته نمي‌كشيدند. به شوخي به همسرم مي‌گفتم كه هميشه بايد يك چمدانِ آماده دَمِ دست داشته باشد تا هروقت كه لازم ديد، بدون معطلي منزل را ترك كند. با اينكه به چندين مشاور خانواده مراجعه كرده بوديم، اختلافات‌مان هم‌چنان ادامه داشتند، تا اينكه به خودم آمدم و متوجه شدم كه هنوز، علي‌رغم سال‌ها تأهل و حضور در زندگي مشترك، نه متأهلم و نه مجرد. پس از درك اين قضيه بود كه دو ماه بعد، فرايند طلاق را به‌طور جدي آغاز كرديم.»

۳. آيا واقعا قصد طلاق داريد يا هدف‌تان فقط تهديد و ترساندن طرف مقابل است؟

بسياري از افراد، به‌ويژه در هياهوي دعواهاي زن‌ و شوهري، طرف مقابل‌شان را تهديد به طلاق مي‌كنند. اين تهديد معمولا به يكي از دلايل زير رخ مي‌دهد:

  • خشم و عصبانيت؛
  • اِعمال قدرت و سلطه بر ديگري به‌منظور تحميل ديدگاه و نظرات خود؛
  • تفهيم جديت و پافشاري خود مبني بر نياز شديد به مشاهده‌ي تغييرات واقعي؛
  • هشدار درمورد لغزش و بي‌ثباتي يك رابطه.

افرادي كه مدام همسرشان را به جدايي تهديد مي‌كنند بدون اينكه واقعا بخواهند طلاق بگيرند، به اعتبار خود در زندگي مشترك لطمه مي‌زنند. اما درصورتي‌كه به‌طور جدي مايل به طلاق هستيد و به اين نتيجه رسيده‌ايد كه «اين ازدواج يه فصلي از زندگيم بود كه دلم مي‌خواد تمومش كنم، چون خيالم راحته كه هركاري از دستم برميومد به اميد ادامه‌ي اين رابطه انجام دادم، اما ديگه هيچ كاري از دستم ساخته نيست»، بايد اين موضوع را به‌نحوي مسالمت‌آميز و بدون خشونت و سرزنش با همسرتان در ميان بگذاريد.

۴. آيا تصميم‌تان براي طلاق، يك تصميم منطقي و از روي خودآگاهي است يا يك تصميم احساسي و صرفا واكنشي؟

زماني براي طلاق آمادگي خواهيد داشت كه بتوانيد قاطعانه و بدون دخالت احساسات، در اين مورد تصميم بگيريد تا در آينده، از اقدام به طلاق پشيمان نشويد. طلاق يعني اينكه بايد بتوانيد از تمامي وابستگي‌هاي عاطفي به طرف مقابل دل بكنيد. يادتان باشد كه تصميمات احساسي دوام زيادي نخواهند داشت و راه‌حل مناسبي براي رفع مشكل اصلي نيستند. عده‌ي زيادي از افرادي كه از روي عصبانيت اقدام به طلاق مي‌كنند، عصبانيت‌شان حتي پس از جدايي نيز رفع نمي‌شود.

«خانمي را به خاطر دارم كه وقتي به من مراجعه كرد، پنج سال از طلاقش مي‌گذشت و هنوز از پيامدهاي اين اقدام رنج مي‌بُرد. مشكلش اين بود كه هنوز نسبت به همسر سابقش احساس خشم مي‌كرد. به او گفتم: «به نظر مي‌رسه هنوز خودت رو يه آدم متأهل مي‌بيني.» اما او اصرار داشت به‌خاطر تنفري كه حس مي‌كند، اصلا چنين چيزي امكان‌پذير نيست. طي جلسات مشاوره، متوجه شدم تنفر اين خانم در واقع نشان‌دهنده‌ي علاقه‌ي زيادي بود كه هنوز نسبت به همسر سابقش احساس مي‌كرد، اما به اين احساس علاقه برچسب تنفر زده بود. برايش روشن كردم كه فقط يك شخص متأهل مي‌تواند چنين عشق و علاقه‌اي را تجربه كند و دقيقا از همان زمان بود كه سعي كرد وابستگي عاطفي خود به همسرش را قطع كند و با ادامه‌ي جلسات مشاوره، به‌تدريج بپذيرد كه واقعا طلاق گرفته است.»

از نشانه‌هاي تصميم منطقي و غيرواكنشي اين است كه با اذعان و احترام به اهداف، شخصيت و حقوق همسرتان به اين نتيجه برسيد كه حاضر به ادامه‌ي زندگي مشترك‌تان نيستيد. همان‌طور كه گفته شد، از جمله لازمه‌هاي طلاق اين است كه وابستگي‌هاي عاطفي خود را به طرف مقابل، به حداقل برسانيد وگرنه در طول فرايند طلاق به فرازونشيب‌هاي احساسي شديدي نظير خشم، بدگماني و احساس خسارت، دچار خواهيد شد.

۵. نيت‌تان از اقدام به طلاق چيست؟

هر نيتي به‌جز خاتمه دادن به رابطه، نشان‌دهنده‌ي عدم آمادگي كافي جهت اقدام به طلاق است. چنانچه با اين اميد قدم در مسير طلاق گذاشته‌ايد كه همسرتان در طول اين فرايند به خودش بيايد و در رفتارش تغيير رويه بدهد، سخت در اشتباه هستيد و دليل‌تان براي اقدام به طلاق، موجه نيست. فراموش نكنيد كه طلاق نه قلب و ذهن طرف مقابل را تغيير مي‌دهد و نه قادر به جبران خطاهاي گذشته‌ي اوست. تنها كاركرد طلاق، خاتمه‌ي ازدواج‌ است و به طرفين فرصت مي‌دهد تا زندگي جديدي براي خود تشكيل بدهند.

۶. آيا كشمكش‌هاي دروني خود را درمورد طلاق حل كرده‌ايد؟

هركسي كه تصميم به طلاق مي‌گيرد، در درون خود به ستيز و كشمكشي آزاردهنده دچار مي‌شود. بعضي افراد علي‌رغم اينكه با خاطرجمعي خواستار جدايي و پايان يك رابطه هستند، هم‌زمان از احساس گناه رنج مي‌برند. بعضي‌ ديگر احساس خيانت مي‌كنند و هم‌زمان به اين مسئله نيز اذعان دارند كه اتمام اين رابطه به نفع زندگي‌شان خواهد بود. بنابراين، آمادگي براي طلاق مستلزم شناخت كشمكش‌هايي است كه انتظار مي‌رود تحت تأثير اين تصميم در بخش‌هايي از وجود فرد شعله‌ور شوند و يك ستيز دروني را رقم بزنند.

«آقايي را به خاطر دارم كه نمي‌توانست درمورد طلاق يا ادامه‌ي زندگي مشتركش تصميم بگيرد. سردرگم بود و مي‌گفت كه مدت‌هاست با خودش درمورد طلاق كلنجار مي‌رود. نه مي‌توانست با ادامه‌ي اين رابطه كنار بيايد و نه با طلاق. همسرش به او زخم زبان مي‌زد و مي‌گفت بي‌عُرضه است كه نمي‌تواند تصميم بگيرد. از او خواستم درمورد بخشي از وجودش كه خواستار جدايي بود، صحبت كند و تأكيد كردم كه حاشيه نرود. با ذكر اين ادعا شروع كرد كه هيچ علاقه‌اي به همسرش احساس نمي‌كند، اما همين كه يكي دو دقيقه گذشت، به بيان افكاري مانند «البته، مادر خيلي خوب و قابل اطمينانيه» گريز زد. هروقت كه از مسير سؤال اصلي خارج مي‌شد، مجبور بودم يادآوري كنم كه فقط مي‌خواهم درمورد بخشي از نداي درونش كه او را به طلاق فرامي‌خواند، بشنوم و وقتي سعي كرد به اين سؤالم واضح‌تر و واضح‌تر جواب بدهد، متوجه شدم كه ناگهان عرق كرد و حالش دگرگون شد. علت را جويا شدم و در جوابم گفت كه احساس گناه مي‌كند. پرسيدم چرا و با اين جواب مواجه شدم: «به خودم قول داده بودم كه هيچ‌وقت مثل پدرم كه مادرم رو وِل كرد، زنم رو ترك نكنم.» بعد از اينكه مرد به تضاد اين قول با خواسته‌‌ي فعلي خود پي برد، توانست از سردرگمي دربيايد. طي جلسات مشاوره، كمكش كردم كه اين تضاد را در درون خود حل كند و پس از آن بود كه درنهايت با ذهني آسوده درمورد اين انتخاب تصميم گرفت و سه ماه بعد، فرايند طلاق را به اتفاق همسرش آغاز كرد.»

كشمكش‌هاي دروني

 

۷. آيا مي‌توانيد با پيامدهاي ناخوشايند طلاق مواجه شويد؟

طلاق موجب تغيير و اندوه مي‌شود، زيرا رابطه‌اي را كه با هزاران اميد و آرزو تشكيل شده بود، خاتمه مي‌دهد. احساس خسارت، نااميدي، تنهايي، شكست، طرد شدن و احساس عدم كفايت از جمله پيامدهايي هستند كه ممكن است در مسير پُرآسيب طلاق بر روح و روان فرد غلبه كنند. براي اينكه خودتان را جهت مواجهه‌ي سالم با فرازونشيب‌هاي فرايند طلاق مهيا كنيد، بايد از حلقه‌ي خانواده و دوستاني پشتيبان و ياري‌گر برخوردار باشيد، تا هر زمان كه لازم شد، از لحاظ عاطفي و عملي كمك‌تان كنند.

يكي از سخت‌ترين پيامدهاي طلاق اين است كه فرد بايد با درد و اندوه اطرافيانش نيز مواجه شود. زندگي فرزندان، اعضاي خانواده يا حتي دوستان نيز درنتيجه‌ي تصميم‌ فرد به طلاق تحت تأثير قرار خواهد گرفت. چنانچه خود شما تصميم به طلاق گرفته‌ايد، بدانيد كه بايد تصميم‌تان را در شرايطي كه افراد ديگري نيز از اين تصميم متأثر خواهند شد، پيش ببريد. حتي اگر خودتان تصميم‌گيرنده نيستيد و اين همسرتان است كه تصميم به طلاق دارد، باز هم بايد جهت پذيرش پيامدهاي ازدواج نافرجام خود آماده شويد. براي اينكه بدانيد تا چه حد براي انجام فرايند طلاق آمادگي داريد، از خودتان بپرسيد كه آيا براي مواجهه با تغييرات زير به‌اندازه‌ي كافي مهيا هستيد يا خير:

  • آيا حاضريد تغيير وضعيت مالي يا تغييراتي را كه به موجب طلاق در سبك زندگي‌تان ايجاد خواهند شد، بپذيريد؟
  • آيا آمادگي داريد كه با ناراحتي و خشم فرزندان‌تان مواجه شويد؟
  • آيا مي‌دانيد كه ممكن است گاهي به احساساتي چون ناامني و ترس دچار شويد؟
  • آيا مي‌توانيد همسرتان را از دل و فكر خود بيرون كنيد؟

«خانمي را به خاطر دارم كه از دست شوهرش كه به قول خودش شخصيتي تك‌بعدي و منفعل داشت، خسته شده بود و طوري حرف مي‌زد كه انگار شديدا مايل است به ازدواج بيست ساله‌ي خود با اين مرد پايان بدهد. هربار كه قرار مي‌شد اين تصميم را با همسرش در ميان بگذارد، به‌طريقي از ابراز اين تصميم طفره مي‌رفت. براي اينكه تكليفش را با خودش روشن كند، از او خواستم كه فهرستي از پيامدهاي احتمالي اقدام به طلاق تنظيم كند. با اين ترفند بود كه متوجه شد تنها مسئله‌اي كه هرگز نمي‌تواند بپذيرد اين است كه فرزندانش به‌خاطر ترك پدرشان از او متنفر شوند. به‌عبارتي، به‌هيچ‌وجه قادر به پذيرش چنين پيامدي نبود و همين شد كه گفت اصلا مهم نيست چقدر از همسرش خسته شده است. وقتي با خودش اتمام حجت كرد كه تجربه‌ي نفرت فرزندانش از قدرت تحمل او خارج است، تازه توانست به راه‌حل‌هاي ديگري به‌جز طلاق فكر كند. اين خانم بعد از مدتي تصميم گرفت براي اينكه از اين احساس كسالت و بي‌حوصلگي كه در زندگي مشتركش حس مي‌كرد، خلاص شود، مستقل‌تر باشد و روحيه‌ي خود را ضمن مسافرت و گشت‌وگذار با پرداختن به علايق و دلبستگي‌هايش حفظ كند.»

۸. آيا مي‌توانيد زندگي خود را به‌نحوي مسئولانه و معقول مديريت كنيد؟

چه خودتان تصميم‌گيرنده‌ي طلاق باشيد و چه همسرتان، در هر صورت در اين قضيه كه ازدواج‌تان در آستانه‌ي فروپاشي است، هيچ تفاوتي ايجاد نمي‌شود. در واقع، نحوه‌ي رويارويي افراد با اين قضيه، نوع طلاق و آينده‌شان را رقم مي‌زند. بعضي‌ها خودشان را درمانده تصور مي‌كنند و از درِ خشونت و انتقام‌جويي وارد مي‌شوند و بعضي ديگر با درك و احترام متقابل درمورد آينده‌ي خود با طرف مقابل به گفت‌وگو مي‌نشينند. پس اين رويكرد خود شماست كه نوع طلاق‌تان را مشخص مي‌كند.

در توافقاتي كه پيشِ‌رو داريد، بايد درمورد انتخاب‌هاي زير تصميم بگيريد:

  • يا بايد فقط در فكر حقوق خودتان باشد، يا به حقوق همسرتان نيز احترام بگذاريد؛
  • يا بايد فقط به‌دنبال منافع خودتان باشيد، يا به منافع ديگران نيز اهميت بدهيد؛
  • يا بايد از پرداخت حق و حقوق همسرتان دريغ كنيد و درگير رفت‌وآمدهاي مكرر در دادگاه خانواده شويد، يا همه‌ي آنچه را كه قانونا حق اوست، بي‌دردسر و تمام‌وكمال به او بپردازيد؛
  • يا بايد فقط در پي آسايش خودتان باشيد، يا در توافق‌هايتان به تأمين آسايش ديگران نيز توجه كنيد.

خلاصه اينكه شواهد نشان مي‌دهد زوج‌هايي كه خودشان را پيش از اقدام به طلاق براي ورود به اين فرايند پرماجرا آماده مي‌كنند، شانس بيشتري براي طلاق توافقي خواهند داشت. چنانچه با آمادگي در اين مسير قدم برداريد، مي‌توانيد با يكديگر به توافقات پايدارتري برسيد و راحت‌تر مشكلات‌تان را حل كنيد. اين آمادگي موجب مي‌شود كه زوج‌هاي صاحب فرزند، بهتر بتوانند درمورد تربيت فرزندشان تصميم بگيرند و در مجموع، حقوق يكديگر را محترم بشمارند.

برگرفته از: mediate.com


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: طلاق،
موضوع:
[ ۲۵ تير ۱۳۹۹ ] [ ۰۵:۱۶:۴۵ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]

پيش فعالي

 

در حالت عادي ممكن است كودكان تكليف مدرسه شان را فراموش كنند، در كلاس به خيال پردازي بپردازند، بدون فكر كاري را انجام دهند و يا سر ميز شام بي تابي و بي قراري كنند. اما بي توجهي، ويري بودن و فعاليت بيش از اندازه، امري طبيعي نيست بلكه از نشان هاي اختلال بيش فعالي كمبود توجه در نظر گرفته مي شود كه مي تواند توانايي كودكان را در يادگيري و تعامل با ديگران تحت تاثير قرار دهد.

اولين گامي كه بايد براي مقابله با اين مشكل برداشت شناسايي نشانه ها و علائم اين اختلال است. اختلال بيش فعالي كمبود توجه، اختلالي است كه در اوايل دوران كودكي ظاهر مي گردد. اين اختلال باعث مي شود كه فرد در مهاركردن واكنش هاي خودجوش دچار مشكل شود. اين واكنش ها مي تواند از حركت تا سخن گفتن و توجه متفاوت باشد. علائم و نشانه هاي اين اختلال معمولا قبل از هفت سالگي ظاهر مي شود.
 
با وجود اين، تشخيص ميان رفتار يك كودك مبتلا به اختلال بيش فعالي و رفتار يك كودك بدون اختلال تا حدودي مشكل است. اين را بايد گفت كه اگر تنها در بعضي از موقعيت ها تعداد كمي از اين نشانه ها و علائم را در كودك خود يافتيد احتمال وجود چنين اختلالي در كودك كمتر است اما اگر در تمام موقعيت ها (در خانه، مدرسه و هنگام بازي) علائم و نشانه هاي بي شماري از اين اختلال را در كودك خود يافتيد بايد توجه و دقت بيشتري را براي كودك به خرج دهيد.

اغراق هاي مربوط به بيماري كودكان بيش فعال
غلط:  همه كودكان بيش فعال، فعاليت بيش از اندازه دارند.
 
درست: برخي از اين كودكان بيش از اندازه جنب و جوش دارند و برخي ديگر اين طور نيستند.

غلط: اين كودكان هرگز قادر به تمركز نيستند.

درست: كودكان مبتلا به بيش فعالي قادرند روي فعاليت هايي كه براي شان لذت بخش است تمركز كنند.

غلط: اين كودكان اگر بخواهند مي توانند رفتار بهتري داشته باشند.

درست: آنها مي توانند كارهاي شان را به بهترين نحو انجام دهند اما نمي توانند آرام يك جا بنشينند.

غلط: بيش فعالي كودكان با افزايش سن آنها بهبود خواهديافت.

درست: اين عارضه ممكن است تا بزرگسالي نيز ادامه پيدا كند بنابراين نيازمند درمان هرچه سريع تر است.

غلط: دارودرماني بهترين روش درمان براي كودكان بيش فعال است.
 
درست: دارودرماني كافي نبوده و آموزش، رفتار درماني، حمايت در خانه و مدرسه، ورزش و تغذيه درماني نيز لازم است.

سه ويژگي اساسي اين اختلال!
بي توجهي، بيش فعالي و ويري بودن، سه ويژگي اساسي اختلال بيش فعالي كمبود توجه است. علائم و نشانه هايي كه كودك مبتلا به اين اختلال نشان مي دهد بستگي به اين امر دارد كه كدام يك از اين سه ويژگي غالب است. با توجه به اين مي توان گفت يك كودك مي تواند بي توجه باشد اما بيش فعال و ويري نباشد، بيش فعال و ويري باشد اما بي توجه نباشد و يا بي توجه، بيش فعال و ويري باشد (حالت سوم مرسوم ترين اختلال بيش فعالي كمبود توجه است).

كودك بي توجه

بي توجهي
كودكاني كه داراي علائم بي توجهي هستند اغلب ناديده گرفته مي شوند زيرا موجب آشوب و اختلال نمي شوند. اين عدم توجه در كودكان مبتلا به اين اختلال بدان معنا نيست كه اين كودكان اصلا نمي توانند توجه و تمركز كنند.

از نشانه ها و علائم بي توجهي در كودكان مبتلا به اين اختلال مي توان به موارد زير اشاره كرد: به جزييات توجه نمي كنند، اشتباهات نسنجيده اي مرتكب مي شوند، در تمركز كردن دچار مشكل هستند و به آساني حواس شان پرت مي شود، وقتي با آنها صحبت مي كنيد در ظاهر به حرف تان گوش نمي دهند، در يادآوري چيزها و پيروي از دستورها دچار مشكل هستند، در سازماندهي و برنامه ريزي و خاتمه دادن پروژه ها دچار مشكل هستند، قبل از آنكه وظيفه خود را تمام كنند خسته مي شوند و غالبا كتاب، تكليف مدرسه، اسباب بازي و ديگر وسايل خود را گم مي كنند.

بيش فعالي
در حالي كه اكثر كودكان به طور طبيعي فعال هستند، اما كودكاني كه داراي علائم بيش فعالي اين اختلال مي باشند همواره در حال حركت هستند. اين كودكان سعي مي كنند در يك زمان چندين كار را انجام دهند و از يك فعاليت به فعاليتي ديگر مي پرند.

حتي اگر آنها را مجبور كنيد كه بي حركت در جايي بنشينند باز پاي خود را تكان مي دهند و با انگشتان خود صدا در مي آورند. اين كودكان اگر در موقعيت هايي باشند كه بايد آرام و ساكت بنشينند آن محيط را ترك مي كنند، همواره به اين ور و آن ور مي روند و اغلب مي دوند و از همه جا بالا مي روند، پرحرفي مي كنند، نمي توانند آرام بازي كنند، همواره در حركت هستند گويا اينكه موتوري به آنها وصل است، ممكن است اخلاق تندي داشته باشند و يا كم حوصله باشند.

ويري بودن
ويري بودن كودكان مبتلا به اين اختلال مي تواند موجب مشكلاتي در خويشتن داري كودك شود. غالبا صحبت هاي افراد را قطع مي كنند و در كلاس سوالات نامربوطي مي پرسند.

به طور كلي اين كودكان بدون فكر كاري را انجام مي دهند، پيش از آنكه معلم از آنها بخواهد و يا پيش از آنكه سوال تمام شود جواب سوال را مي دهند، نمي توانند منتظر نوبت شان در مسابقه و يا صف بمانند، چيزهاي اشتباهي را در زمان هاي اشتباه مي گويند و اغلب صحبت ديگران را قطع مي كنند.

وظايف والدين در برابر كوك بيش فعال
با يك پزشك ملاقات كنيد. به عنوان والدين مي توانيد تست هاي تشخيص بيش فعالي را هرچه زودتر انجام دهيد. اين كار به تشخيص به موقع اين عارضه كمك مي كند.

با مسئولان مدرسه فرزند خود صحبت كنيد. مي توانيد با مسئولان مدرسه به طور غيرمستقيم در رابطه با رفتار فرزند خود صحبت كنيد.

تصوير درستي از رفتار فرزند خود بدهيد. هنگامي كه از شما سوالي پرسيده مي شود حقيقت را بگوييد زيرا تشخيص براساس صحبت هاي شماست.

كمي عجله كنيد. شما مدافع فرزند خود هستيد و اين خصوصيت ممكن است تشخيص بيماري فرزندتان را به تاخير بياندازد. بنابراين مشورت با پزشك به معني بيمار دانستن فرزند نيست بلكه با اين كار به كودك خود كمك كرده ايد.

از نظر متخصصين كمك بگيريد. چنانچه هرگونه شكي به رفتار فرزند خودداشتند از مشاوره با پزشك دريغ نكنيد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: پيش فعالي،
موضوع:
[ ۱۶ تير ۱۳۹۹ ] [ ۰۳:۲۷:۵۰ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]

خودشناسي

خودشناسي از جمله مفاهيمي است كه براي تمامي انسان‌ها در مراحل مختلف رشدي مطرح مي‌شود. اغلب افراد گمان مي‌كنند به صورت كامل خود را مي‌شناسند. اما زماني كه از آن‌ها درباره اهداف، ارزش‌هاي زندگي‌شان و ديگر مسائل پرسيده مي‌شود، به خود نيز نمي‌توانند پاسخي مناسب دهند. باورها، علايق، احساسات، نيازها و بسياري از چيزهاي ديگر در طول زندگي تغيير مي‌كند. اما آيا اين تغييرات هميشه باعث شادكامي و رشد افراد مي‌شوند؟ چگونه مي‌توانيم مسير زندگي خود را به سمت ترقي و پيشرفت و رسيدن به خوشحالي پيش ببرم؟ در اين مقاله درباره خودشناسي، مزايا و معايب خودشناسي صحبت خواهيم كرد. پيشنهاد مي‌كنيم مقاله خودآگاهي را نيز مطالعه كنيد.

تعريف خودشناسي

خودشناسي يعني تلاش انسان براي يافتن بهترين مسير زندگي، تلاشي كه عوامل ارثي و محيطي در آن تأثيرگذار هستند. همه افراد به دنبال رسيدن به  سعادت و كمال هستند، اما خودشناسي به افراد كمك مي‌كند تا جست و جو را به شكلي سنجيده و آگاهانه دنبال كنند. شناخت خود يعني شناختن قدرت‌ها و ضعف‌ها، علايق و ترس‌ها، خواسته‌ها و آرزوها كه در نهايت به شناخت هدف در زندگي منجر مي‌شود. از طرفي خودشناسي به ما كمك مي‌كند تمام الگوهاي فكري مخرب و عادت‌هاي ناسالم خود را بشناسيم و آن‌ها را اصلاح كنيم. با تقويت اين مهارت، مي‌توانيد در زندگي تصميمات بهتري بگيريد و درموقعيت‌هاي گوناگون، واكنش‌هاي رفتاري عاقلانه‌تري نشان دهيد. مطالعه كتاب‌هاي خودشناسي به شما كمك مي‌كنند تا اطلاعات خود را در اين زمينه افزايش دهيد و عميق‌تر در مورد خود بينديشيد. پيشنهاد مي‌كنيم مقاله كتاب هاي خودشناسي را مطالعه كنيد.

خودشناسي اساس زندگي

با خودشناسي مي‌توانيم سلامت زندگي فردي و اجتماعي خود را ارتقا بدهيم. زماني كه متوجه شويم رفتارها و عواطف ما تا چه حدي به باور‌هاي ما وابسته است، خودشناسي اهميت مي‌يابد. در واقع احساس ما نسبت به دنيا و آدم‌ها براساس نگرش و باور خاص ماست. به عنوان مثال از دروغ گفتن ديگران دلخور مي‌شويم به اين دليل كه طبق قضاوت ما كار ناپسندي است. با استفاده از خودشناسي مي‌توانيد رفتارهاي ناپسند خود را تغيير دهيد. براي كسب اطلاعات در زمينه تغيير رفتار كليك كنيد.

جالب اينجاست كه ما درباره خودمان هم براساس اين ارزش‌ها قضاوت مي‌كنيم و نسبت به خود احساس غرور و رضايت يا برعكس احساس سرافكندگي يا سرزنش مي‌كنيم. روشن است كه احساسات ما نقش بزرگي در سلامت روان و روحي ما بازي مي‌كند. طرز فكر انسان، مهم‌ترين عامل ارادي تعيين كننده در سرنوشت اوست. براي كسب اطلاعات در زمينه سلامت روان كليك كنيد.

انسان خودشناس، فردي آگاه است كه خود را از بند تعصبات و تحميل‌هاي محيطي آزاد مي‌كند و مسيري آگاهانه را براي زندگي خود انتخاب مي‌كند. بي شك چنين انساني در سطح اجتماع نيز با روشن بيني و شناخت صحيح از رفتار‌هاي خويش به انتخاب‌هايي خردمندانه و دورانديشانه دست مي‌زند.

قدم هايي به سمت خودشناسي

چند عامل كليدي براي رسيدن به خود شناسي وجود دارد كه در ادامه آن‌ها را توضيح خواهيم داد.

1. علايق خود را بشناسيد

سعي كنيد به احساسات، سرگرمي‌ها و هر چيزي كه توجه شما را به خودش جلب مي‌كند توجه داشته باشيد. مردم ترجيح مي‌دهند در حوزه اي بيش‌تر فعاليت كنند كه به آن علاقه بيش‌تري دارند. هر چه شما از علايق خود بيش‌تر آگاهي داشته باشيد بهتر مي‌توانيد مسير زندگي خود را مشخص كنيد و به موفقيت‌هاي شغلي و تحصيلي دست يابيد.

2. ارزش‌هايتان را مشخص كنيد

مشخص كردن ارزش‌ها مي‌تواند راهنماي ما در تصميم گيري و ايجاد انگيزه براي حركت در مسير اهداف باشد. داشتن ارزش‌ها باعث مي‌شود گام‌هاي درست تري در زندگي خود برداريم. همچنين به ما كمك مي‌كند تا بتوانيم سختي‌هاي موجود در راه رسيدن به خواسته‌هاي خود را تحمل كنيم و با قدرت و انگيزه بيش تري به سوي اهداف خود در زندگي حركت كنيم.

3. شناسايي ويژگي‌هاي شخصيتي

وقتي با خصوصيات فردي خود آشنا باشيد حركت شما به سمت شكوفايي بيشتر استعدادها و توانايي هايتان تسهيل مي‌يابد. اگر شخصيت خود را بشناسيد، مي‌توانيد به راحتي نقاط قوت خود را بهبود ببخشيد و نقاط ضعف خود را مديريت كنيد. با درك نقاط قوت و استعدادهاي خود مي‌توانيد به موفقيت‌هاي بيشتري دست يابيد هيچ‌كس كامل و بي‌نقص نيست. همه‌ ما به خوبي از ديگران انتقاد مي‌كنيم، اما نقص‌هاي خود را نمي‌بينيم. خودشناسي به ما كمك مي‌كند تا عيب‌هاي خود را ببينيم و اشتباهات خود را بپذيريم.

4. تعيين اهداف براي رسيدن به خودشناسي

تعيين اهداف به صورت درست، اصولي و واقع بينانه از اهميت زيادي برخوردار است. هدف گذاري‌ها و روياهاي اشتباه، عزت نفس ما را خدشه دار مي‌كند. خودشناسي به افراد كمك مي‌كند كه اهداف خود را بر پايه باور‌هاي درست و شناختي كه از نقاط قوت و ضعف خود دارند تعيين كنند.

5. سبك زندگي

از شرايط و سبك زندگي خود آگاه باشيد. به اثراتي كه بر روي شما ايجاد مي‌كنند توجه داشته باشيد. به عنوان مثال توجه كنيد در چه ساعاتي از شبانه روز انرژي و بازدهي بيش تري داريد. شناسايي اين عوامل و نحوه تاثير گذاري آن، مي‌تواند شما را در رسيدن به هدف هايتان هدايت كند.

مزيت هاي خودشناسي

1. رسيدن به شادكامي

خودشناسي به شما براي حركت به سوي تحقق آرزوهايتان كمك مي‌كند. در واقع هر چه بيشتر خود را بشناسيد تصوير روشن تري از آرزوهاي خود خواهيد داشت. و با آگاهي ببيش تري در اين مسير حركت خواهيد كرد. از طرفي وقتي رفتار شما با احساسات، ارزش‌ها و باورهاي شما تطابق داشته باشند، با تضاد و چالش كمتري مواجه خواهيد شد. پس آرامش و شادي بيشتري را در زندگي تجربه خواهيد كرد. پيشنهاد مي‌كنيم مقاله آرامش را بخوانيد.

2. تصميم گيري بهتر

وقتي خودتان را بهتر بشناسيد چهارچوب‌هايي براي زندگي خود مشخص مي‌كنيد و مطابق با آن اصول عمل مي‌كنيد كه به شما در تصميم گيري مناسب و حل مشكلات زندگي كمك مي‌كند.

3. افزايش خودكنترلي

خودشناسي باعث مي‌شود كه نقاط ضعف و قوت خود را بهتر بشناسيد. پس سعي مي‌كنيد نقاط ضعف خود را كاهش دهيد و نقاط قوت خود را تقويت كنيد. به گونه اي كه بتوانيد بر عادت‌هاي بد خود غلبه كرده و با آگاهي در جهت رفع محدوديت‌ها و مشكلات خود قدم برداريد.

4. مقاومت در برابر فشارهاي اجتماعي

هم? ما، در خانواده و تحت شرايط محيطي به خصوصي متولد مي‌شويم و رشد مي‌كنيم. در واقع انسان در هر كجا كه رشد كرده باشد تحت تأثير مجموعه اي از آموزش‌هاي آن محيط بخصوص است. كه بر تفكر و رفتار ما تاثير مي‌گذارد و آن را شكل مي‌دهد. خيلي اوقات تصميم‌هايي مي‌گيريم كه ناخودآگاه تحت تاثير محيطي كه در آن رشد كرده ايم است. خودشناسي فرايندي ست كه به هر انساني كه خواهان دست يافتن به انتخاب آگاهانه است كمك مي‌كند. هنگامي كه شما ارزش‌ها و اولويت‌هاي خود را در زندگي مشخص كنيد براي انجام كاري كه تمايلي براي پذيرش آن نداريد كمتر تحت تاثير فشار‌هاي اجتماعي قرار مي‌گيريد.

خود شناسي در ازدواج نيز اهميت زيادي دارد، بسياري از افراد نمي توانند خودشان به چنين آگاهي برسند، به همين دليل مشاوره ازدواج هميشه توصيه مي شود.

تمرين‌هاي خودشناسي براي رسيدن به موفقيت

1. نه گفتن به خود را تمرين كنيد

براي اينكه بتوانيد به موفقيت‌هاي بزرگ و دستاورهاي پايدار برسيد لازم است كه به برخي از لذت‌ها و خوشي‌هاي زودگذر نه بگوييد. نه گفتن به خود يك مهارت است و مانند بسيار از مهارت‌هاي ديگر با تمرين كردن تقويت مي‌شود. هرچه بيشتر در برابر امور كوچك به خود نه بگوييد، قوي‌تر شده و در مقابل وسوسه‌هاي بزرگ مقاومت بيشتري نشان مي‌دهيد.

تماشاي فيلم، رسانه‌هاي اجتماعي و فعاليت‌هاي مجازي از كارهاي بسيار لذت بخشي است كه روزانه وقت بسيار زيادي از افراد مي‌گيرد و اجازه نمي‌دهند كه افراد به كارهاي ديگر خود بپردازند. البته استفاده از اين امكانات اشتباه نيست اما لازم است كه زمان پرداختن به آن‌ها را كمي محدود كنيد تا وقت بيشتري براي كارهاي مهم خود داشته باشيد.

2. از واكنش‌هاي ناخودآگاه بپرهيزيد

تقويت خودشناسي باعث مي‌شود كه افراد در موقعيت‌هاي مختلف واكنش‌هاي عاقلانه اي از خود نشان دهند. افرادي كه به خودشناسي نرسيده‌اند در شرايط بحراني واكنش‌هاي عجولانه اي مي‌دهند كه منجر به بدتر شدن شرايط مي‌شود. در شرايط استرس زا كه خشمگين هستيد يا احساس سرخوردگي مي‌كنيد، يك نفس عميق بكشيد تا آرام شويد. در اين صورت مي‌توانيد شرايط را ارزيابي كنيد و مناسب‌ترين برخورد را داشته باشيد.

3. عيب و نقص‌هاي خود را بشناسيد

همه‌ي انسان‌ها عيب‌هايي دارند و هيچ كس كامل نيست. اينكه افراد عيب‌هاي خود را بدانند ولي مسئوليت آن‌ها را قبول نكنند هيچ فايده اي نخواهد داشت. اكثر مردم به ديگران انتقاد مي‌كنند اما از عيب‌هاي خود چشم پوشي مي‌كنند. مهارت خودشناسي كمك مي‌كند كه افراد عيب‌هاي خود را بپذيرند. با پذيرش عيب‌ها مي‌توانيد در جهت بهبود آن‌ها تلاش كنيد.

4. توجه به حرف‌هاي خود

افكاري كه به ذهن انسان وارد مي‌شود همواره مثبت نيست. بسياري از اين افكار منفي هستند و به راحتي مي‌توانند زمينه افسردگي و استرس را در انسان ايجاد كنند. واكنش‌هايي كه نسبت به پيروزي، شكست و ساير اتفاقات زندگي تان مي‌دهيد بر ذهن شما تاثير مي‌گذارد. سعي كنيد كه نسبت به خود مهربان‌تر باشيد. اشتباهات را ببخشيد و براي پيروزي‌ها به خود جايزه دهيد.

5. درك زبان بدن براي رسيدن به خودشناسي

زبان بدن بر افكار و حال روحي شما تاثير زيادي مي‌گذارد. براي درك بهتر حركات بدني مي‌توانيد از خود فيلم بگيريد و خود را تماشا كنيد. افرادي كه خميده راه مي‌روند و آهسته و نامفهوم صحبت مي‌كنند، سطح كورتيزول در بدن شان افزايش مي‌يابد و اعتماد به نفس آن‌ها كاهش مي‌يابد. در مقابل كساني كه با صداي بلند حرف مي‌زنند و راست مي‌ايستند اعتماد به نفس بيشتري دارند. اين رفتارها باعث افزايش ترشح هورمون تستسترون در بدن شده و به بهبود كارايي فرد كمك مي‌كند.

سخنراني‌هاي افراد بزرگ را ببينيد و به زبان بدن و نحوه برخورد آن‌ها توجه كرده و از اين طريق مهارت‌هاي خود را تقويت كنيد.

6. به عقايد متفاوت توجه كنيد

به عقايد و نظرات ديگران گوش دهيد و در مورد آن‌ها فكر كنيد. اين كار به شما كمك مي‌كند كه باورهاي خود را بررسي كنيد. البته منظور اين نيست كه باورهاي شما اشتباه و باورهاي ديگران درست و منطقي است. تبادل نظر و فكر كردن به عقايد ديگران ذهن شما را باز مي‌كند. به اين صورت مي‎‌توانيد تصميم بگيريد كه كدام باور درست و كدام باور غلط است.

7. پيشنهاد‌ها و انتقادهاي سازنده

هر كسي ممكن است باورهاي اشتباه داشته باشد. براي برطرف كردن اين اشتباهات بهتر است كه ديدگاه تك بعدي خود را كنار بگذاريد و از نظرات اطرافيان استفاده كنيد. البته بهتر است كه براي اين كار به سراغ افراد صاحب نظر برويد. مربيان و اساتيد كساني هستند كه شما را درك كرده و مي‌توانند در اين زمينه كمك كنند.

8. مراقبه و مديتيشن را فراموش نكنيد

مديتيشن يك تمرين بسيار مهم و تاثيرگذار براي رسيدن به خودشناسي است. در هنگام مديتيشن بر شيوه تنفس خود متمركز مي‌شويد و به اين صورت افكار منفي از شما دور مي‌شود. براي افراد مبتدي، يك جلسه ده دقيقه اي كافي است. در يك مكان ساكت بنشينيد. از بيني نفس بكشيد و از دهان خارج كنيد.‌ تعداد نفس‌هاي خود را بشماريد و بر روي آن تمركز كنيد. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد مديتيشن كليك كنيد.

خودشناسي

عدم خودشناسي

افرادي كه مهارت خودشناسي را در خود تقويت نمي‌كنند، در موقعيت‌هاي گوناگون نمي‌توانند رفتار عاقلانه‌اي داشته باشند. آن‌ها به سرعت عصباني مي‌شوند و واكنش‌هايي بر اساس هيجان از خود نشان مي‌دهند. در صورتي كه فردي كه با خودشناسي و آگاهي عمل مي‌كند شرايط را ارزيابي مي‌كند تا بهترين واكنش را نشان دهد.

سخن آخر

خودشناسي محدود به جامعه، مليت يا آيين خاصي نيست. اگرچه جامعه تاثير زيادي در شيوه نگرش و احساس فرد دارد ولي يكي از چالش‌هاي مهم انسان در هر كجاي دنيا، تعيين مسيري شفاف براي زندگي  به دور از هر تعصبي است. تا بتواند بر پايه آگاهي، شناخت و برنامه ريزي سرنوشت خود را تعيين كند. براي رسيدن به خودشناسي و كشف استعدادها و علاقه‌مندي‌هاي خود مي‌توانيد از مشاوره روانشناسي كمك بگيريد.

خودشناسي يك فرآيند سيستماتيك است كه به شيوه‌اي روشن و با هدفي مشخص صورت مي‌گيرد. به عبارت ديگر، خودشناسي بستري ضروري براي خودشكوفايي است. بدون خودشناسي، تلاش‌هاي انسان بي هدف خواهد بود. ولي هر كس با شناخت خويش و نيازها و قابليت‌هاي خود مي‌تواند در مسيري روشن گام بردارد. آزمون‌هاي روانشناسي و روانكاوي به افراد كمك مي‌كند تا خود را بهتر بشناسند. هر روانشناسي با استفاده از روش‌هاي خاص خود به افراد كمك مي‌كند تا در مسير رشد قدم بردارد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: خودشناسي،
موضوع:
[ ۶ تير ۱۳۹۹ ] [ ۱۰:۰۲:۵۳ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]

به گزارش تابناك، فريبرز درتاج استاد دانشگاه علامه طباطبايي و رئيس انجمن روان شناسي تربيتي ايران در گفت‌وگو با فارس درباره «تأثير قرنطينه بر فرزندپروري و بروز اختلافات والدين و فرزندان»، اظهار داشت: مسلماً اختلافات بين والدين و محيط پر تنش خانواده سبب بروز اختلافات والدين با فرزندان نيز خواهد شد. در يك محيط بسته، مرزهاي بين خانواده، كار و مدرسه در هم آميخته شده است.

وي ادامه داد: والدين نقش والدين، ​​معلمان و كارگران را بازي مي‌كنند. كودكان نيز در خانه هم نقش كودك (فرزند) را دارند و هم نقشِ دانش‌آموز. اين درگيري‌­ها و تعارض نقش براي هر دو طرف يعني والدين و فرزندان دشوار است و مي­‌تواند باعث ايجاد تنش، اضطراب مضاعف و اختلافات داخلي شود؛ اين در حالي است كه والدين و فرزندان، هر كدام حق را به خود مي­‌دهند.

رئيس انجمن روان شناسي تربيتي ايران افزود: از يك طرف فرزندان دچار انزواي اجتماعي شده‌اند، درك كاملي از شرايط فعلي ندارند، از ابتدايي­ ترين سرگرمي­‌ها مثل رفتن به پارك، بازي و رفت و آمد با دوستان و همسالان و ...محروم شده‌­اند و از اينكه همه اوقات را در خانه و زير نگاه والدين هستند، احساس ناراحتي مي‌كنند.

درتاج يادآور شد: از طرف ديگر با والديني مواجه هستيم كه نگران وضعيت سلامتي فرزندان خود هستند، فرزندان‌شان كلاس‌­هاي آنلاين را به صورت جدي در خانه نمي‌­گذرانند، ساعات زيادي را در كامپيوتر و شبكه­‌هاي مجازي سپري مي­‌كنند، ساعات خواب آنها و زمان هدر رفت آنها افزايش يافته است.

وي متذكر شد: والدين نمي­‌توانند تكاليف فرزندشان را مديريت كنند، بايد نقش جديدي به عنوانِ معلم را هم داشته باشند؛ همه اينها مسائلي هستند كه والدين با آن روبرو هستند و چالش جديدي را براي آنها ايجاد كرده است و هر چه زمان بيشتري مي­‌گذرد، والدين بيشتر احساس از دست دادن كنترل فرزندان خود را دارند.

رئيس انجمن روان شناسي تربيتي ايران ابراز داشت: محققان معتقدند براي كمك به خانواده‌ها در حل مشكلات و اختلافات با فرزندانشان، بايد تلاش­‌هاي خود را بر آموزش به والدين متمركز كنند و وضعيت عاطفي و رواني والدين، اولين چيزي است كه براي رفع اين اختلافات نياز است.

درتاج بيان داشت: والدين در اين دوران به شدت نيازمند ايجاد يك ساختار براي حفظ روال عادي و استحكام روابط خود با فرزندان‌شان هستند. راهكارهايي براي ايجاد اين ساختار وجود دارد، اولين و مهم‌ترين راهكار اين است كه خودِ والدين آرام باشند و به سلامت روان‌شناختي خود اهميت بدهند.

وي تصريح كرد: با توجه به سطح درگيري كاري و خانوادگي در طول اين بحران، والدين بيش از آنچه ممكن است از نظر روان‌شناختي در معرض آسيب هستند. شايد آرامش والدين در چنين شرايط كار دشواري باشد، اما كودكان و نوجوانان به همان اندازه در چنين شرايطي به ثبات احتياج دارند.

رئيس انجمن روان شناسي تربيتي ايران ادامه داد: آنها به والدين خود نگاه مي‌­كنند، حفظ آرامش والدين را ملزم مي­‌كند كه از اضطراب خود، باورهاي محدودكننده و رفتارهاي عادتي كه به عنوان موانع شخصي براي حفظ آرامش دروني عمل مي­‌كنند، آگاه باشند و آن را به فرزندان خود نيز منتقل كنند.

درتاج افزود: اكنون زمان مناسبي براي والدين است كه «گامي به عقب بردارند» و بدانند كه هرچه بيشتر وقت خود را با فرزندان خود سپري كنند، پيوندهاي قوي تري مي­‌توانند ايجاد كنند؛ اين همان كاري است كه پدربزرگ ها و مادربزرگ‌هاي ما قبلاً انجام مي‌دادند.

وي افزود: سعي كنيد كودكان را درگير فعاليت­‌هاي روزانه خود كنيد و يا به آنها مسؤوليتي بدهيد. آشپزي را با فرزندان خود انجام دهيد، اجازه دهيد دستور العمل‌ها را انتخاب كنند و آنها را در كل فرآيند درگير كنند. يكديگر را نوازش كنيد و فيلم‌هاي مورد علاقه خود را تماشا كنيد.

رئيس انجمن روان شناسي تربيتي ايران بيان داشت: زياد بخنديد و خودتان را خيلي جدي نگيريد. انجام فعاليت‌هايي كه فرزندان شما نيز مي­‌توانند در آنها دخيل باشد هم به حفظ آرامش و هم سازگاري بيشتر والدين و فرزندان كمك خواهد كرد.

درتاج يكي از راهكارهاي مؤثر براي جلوگيري و كاهش اختلافات والدين و فرزندان را درك احساسات، عواطف و انتظارات آنها در اين شرايط برشمرد و افزود: والدين مي‌توانند از تكنيك جابه جايي نقش استفاده كنند، يك روز يا چند ساعت در روز فرزندان نقش والدين را ايفا كنند؛ در اين صورت والدين بهتر با سطح انتظارات، نگراني‌­ها، مواردي كه باعث ناراحتي آنها مي­‌شود و ...آشنا خواهند شد كه اين باعث انتخاب راه حل منطقي و مناسب در هنگام بروز اختلاف با فرزندان مي­‌شود.

والدين حرف فرزندان را گوش كنند
رئيس انجمن روان شناسي تربيتي ايران تأكيد كرد:گوش دهيد. همه ما مي‌دانيم كه كودكان سؤالات زيادي مي‌پرسند و ما به عنوان والدين مي‌توانيم به راحتي صداي ناهنجارهايِ مداومِ اين دوران را ناديده بگيريم و به آنها گوش دهيم؛ بنابراين مهارت‌­هاي گوش دادن فعال را كه به خوبي با همكاران و دوستان خود استفاده مي‌­كنيد، تمرين كنيد و در رابطه با فرزندانتان نيز بكار ببريد.

وي اضافه كرد: با فرزندان خود صادق باشيد. با توجه به اينكه اين بيماري مسأله‌­اي است كه در مورد آن در هر جايي كه مي‌رويم صحبت مي‌شود، احتمالاً كودك شما هم اكنون ايده‌اي از آنچه اتفاق مي‌افتد نخواهد داشت و به طور قابل توجهي نگران خواهد بود.

درتاج خاطرنشان كرد: پيشنهاد مي­‌كنم با پرسيدن آنچه كه مي‌­دانند شروع كنيد و براساس پاسخ آنها، اوضاع را در سطحي هشدار دهنده و مناسب و صادقانه توضيح دهيد. به آنها بگوييد كه نگراني‌­هاي آنها را مي‌فهميد و آنها تنها نيستند.

رئيس انجمن روان شناسي تربيتي ايران افزود: فرزند شما در مواقع عدم اطمينان و پريشاني و .... فقط به شما نگاه مي‌كند. آنها را ترغيب كنيد تا احساسات خود را بازگو كنند؛ براي ما بسيار مهم است كه سلامت روان كودكان خود را نيز حفظ كنيم.

وي بيان داشت: در رابطه با مسائل و مشكلات تحصيلي فرزندان و نقش معلمي والدين در منزل نيز، شايد ابتدايي ­ترين كار شبيه سازي تجربه كلاس درس باشد. آيا بچه­‌ها واقعاً به يك فضاي يادگيري جداگانه احتياج دارند؟

در تاج اظهار داشت: با توجه به محدوديت­‌هاي بسياري از آپارتمان‌ها، والدين نبايد نگران اين موضوع باشند. تمام آنچه شما واقعاً به آن احتياج دارند يك سطح صاف مانند ميز ناهارخوري و محدود كردن عوامل حواس پرتي است.

وي ادامه داد: همين شبيه سازي كوچك به جدي تر شدن فرزندان در كلاس‌هاي آنلاين بسيار كمك خواهد كرد. همچنين براي فعاليت‌هاي آنها برنامه زماني ايجاد كنيد. يك زمان­‌بندي، با در نظر گرفتنِ زمان شروع و پايان هر فعاليت و وقفه بين آنها تنظيم كنيد و براي هر فعاليت زمان مناسب و كافي را انتخاب كنيد.

يكي از راهكارهاي مؤثر براي جلوگيري و كاهش اختلافات والدين و فرزندان درك احساسات، عواطف و انتظارات آنها در اين شرايط است و فرزندان مي توانند يك روز يا چند ساعت در روز نقش والدين را ايفا كنند

رئيس انجمن روان شناسي تربيتي ايران تصريح كرد: اوستاف، با بيش از دو دهه تجربه به عنوان مربي آموزش آنلاين، معتقد است كه كليد ورود والدين به عنوان معلم براي فرزندان اين است كه فعاليت ­هاي روزانه را براي فردا نگذارد.

وي متذكر شد: اوستاف مي­‌گويد براي بچه­ ها خيلي راحت است كه فرياد بزنند و از شما مهلت بخواهند و شما فكر مي­ كنيد كه او اين كار را فردا انجام خواهد داد، ولي مطمئن باشيد كه هرگز چنين اتفاقي نخواهد افتاد. پس برنامه ­ريزي كنيد و پس از انجام و اتمام فعاليت ها در زمان معين آنها را تشويق كنيد.

درتاج خاطرنشان كرد: والدين بايد اين مورد را در نظر داشته باشند كه اگر در خانه شريك زندگي داريد، يك فرزند بزرگتر يا حتي يك دوست براي حمايت از آنها وجود دارد. اكنون زمان درخواست كمك است؛ از افرادي كه خوشحال مي ­شوند و تمايل دارند شما را راهنمايي كنند، كمك بگيريد و در صورت نياز به كمك براي آموزش و يادگيري فرزند خود، با معلم آنها تماس بگيريد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: قرنطينه،
موضوع:
[ ۳۱ خرداد ۱۳۹۹ ] [ ۰۸:۴۰:۰۲ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]

روابط مجازي

به گزارش گروه وبگردي باشگاه خبرنگاران جوان، وقتي صحبت از عشق مجازي و مسائلي كه مربوط به دنيايي غير از پيراموني كه در آن قرار گرفته‌ايم مي‌شود، احساس مي‌كنيم از واقعيتي صحبت مي‌كنيم كه خيلي هم واقعي به نظر نمي‌رسد.

از اين‌رو عشق‌هاي مجازي كه روندي غير واقعي و ماحصل تجربه‌اي غير ملموس هستند، توليد ذهن خلاق هر فردي مي‌تواند باشد. به اين ترتيب افراد به واسطه بودن در دنياي مجازي (سايت‌ها و كانال‌هاي اينترنتي) دلبسته فردي مي‌شوند كه هيچ آشنايي حقيقي با او ندارند و تنها و صرفاً از طريق ديالوگ‌هايي از راه دور، نوشتن پيامك و يا ديدن عكس‌هايي كه خود فرد انتخاب كرده است، تحت تأثير قرار مي‌گيرند.

ماهيت روابط مجازي
از آن‌جايي كه روابط مجازي سر و شكل واقعي ندارند و هر دو طرف در روند واقعي يك جريان واقعي از رابطه قرار ندارند، در زندگي واقعي و ملموس با هم در تعامل نيستند و به ميزان قابل توجهي از بحث‌ها و اختلاف نظر‌هايي كه در روابط طبيعي پيش مي‌آيد، دور هستند.

به همين دليل رابطه‌شان دچار توهمي از عشق و دوست داشتن شديد مي‌شود كه بيانگر عشقي عميق است، اما اگر همان دو نفر در دنيايي واقعي با يك‌ديگر مواجه مي‌شدند و به واسطه مصائب و مسائل دنياي واقعي با يك‌ديگر به چالش بر مي‌خوردند، قطعاً پيش از آن‌كه خود را درگير عشقي اهورايي بدانند، خود را درگير مسائل سطحي زندگي مي‌ديدند.

نقش ادراك در رابطه و عشق مجازى
آيا مي‌توانيم در رابطه مجازي وجود مشكل را به همان سرعتي تشخيص دهيم كه در رابطه غيرمجازي تشخيص مي‌دهيم؟ برخلاف دنياي واقعي، در دنياي مجازي براي كسب اطلاعات تنها امكان استفاده از حس بينايي‌مان را داريم آن هم به مقدار كم، چون امكان بهره‌گيري از برداشت‌هاي ناشي از تعامل غيركلامي را هم نداريم. كلمه‌هاي تايپ‌شده، عكس يا آواتاري از طرف مقابل يا ويدئويي از شخصي كه مقابل دوربين نشسته است، تنها داده‌هاي ماست. البته هنگام تماشاي ويدئو حس شنوايي‌مان هم به‌كار مي‌افتد، اما بخش عمده رابطه مجازي را واژه‌ها تشكيل مي‌دهند.

در رابطه مجازي دركي از فرومون (عاملي شيميايي كه از فردي ترشح مي‌شود و همان پاسخ‌هاي رفتاري و واكنش‌ها را در فرد ديگر تحريك مي‌كند) يك‌ديگر نداريم، نمي‌توانيم از تماس چشمي، زبان بدن يا لحن و قدرت صداي‌مان استفاده كنيم، نمي‌فهميم دست‌دادن با طرف مقابل يا كنار او راه رفتن چه حسي دارد!

كمبودهاى رابطه مجازى
اطلاعات حسي وزبان بدن: عمده تفوت رابطه مجازي با واقعي، حذف زبان بدن است. پژوهشي ادعا مي‌كند ۹۳ درصد روابط ما به‌شكل غيرزباني و تنها ۷ درصد آن‌ها رابطه زباني است؛ بنابراين در رابطه مجازي تمام بده‌بستان ما به‌وسيله ۷ درصد ابزارهاي‌مان انجام مي‌شود. اين وضعيت مانند اين است كه بخواهيم ماشين خراب را فقط با يك آچار تعمير كنيم! با وجود چنين محدوديتي رابطه و عشق مجازي چقدر مي‌تواند مؤثر و كارا باشد؟

واقعيت و ادراك: به‌راستي واقعيت چيست؟ آيا طرف مقابل همان كسي است كه ادعا مي‌كند؟ آيا اطلاعات درستي دريافت كرده‌ايم يا ابزار ادراكي ما برداشت‌هاي غلطي مهيا كرده است؟ شما در دنياي مجازي كه هستيد؟ همان «خود» دنياي واقعي‌تان؟ آيا همه ابعاد شخصيتي خود را به‌نمايش مي‌گذاريد يا بخشي از آن را پنهان مي‌كنيد؟ اگر همه خود حقيقي‌تان را به‌نمايش مي‌گذاريد، آيا ديگران همان چيزي را كه شما مي‌خواهيد برداشت مي‌كنند يا ممكن است دچار كج‌فهمي شوند؟ با چه كساني در دنياي مجازي صحبت مي‌كنيم؟ از ميان واژه‌هاي تايپ‌شده چه مقدار اطلاعات واقعي مي‌توانيم كسب كنيم؟

نقش مكانيزم‌هاي دفاعى دردنياي مجازي: دردنياى مجازى مكانيسم‌هاى دفاعى با شدت بيشتري به‌كار مي‌روند، زيرا افراد كمتر نگران پيامد رفتارهاي‌شان هستند و تناقض‌ها اغلب به چالش كشيده نمي‌شوند. شايد ما به‌اندازه دنياي واقعي به‌دنبال بحث و چالش نيستيم، چون براي‌مان روشن نيست احساسات، افكار و باور‌ها متعلق به كيست!

كمبود روابط مجازي

حقيقت رابطه مجازي
احساسات و واكنش‌هايي كه در رابطه آنلاين تجربه مي‌كنيم متعلق به خود ماست و نه هيچ كس ديگري است! اگر صادقانه به آن‌چه از طرف مقابل دريافت مي‌كنيم بنگريم، متوجه مي‌شويم بخش عمده آن بازتابي از خود ماست. به عبارتي، مشكلاتي كه در ارتباطات مجازي با آن‌ها روبه‌رو مي‌شويم، به مشكلات، نگراني‌ها و الگو‌هاي نادرست فكري خود ما اشاره دارند.

مخاطرات روابط مجازي
بايد سعي كرد در اين نوع روابط مرزي گذاشت تا دو طرف آسيب نبينند. مراقب طرز تفكر “فقط يك نگاه” باشيد. به دلايل روشني تشخيص ارتباط عاطفي آنلاين از ارتباط عاطفي فيزيكي دشوارتر است.

خطري كه كاربران اينترنتي را تهديد مي‌كند اين است كه اگرچه ما هرروزه اعمال قانوني زيادي را با اينترنت انجام مي‌دهيم، ولي مي‌توانيم به راحتي با تصاوير و نوشته‌ها از مسير منحرف شويم. تنها با كليك بر روي يك لينك وسوسه انگيز كه رنگين و برجسته بر روي صفحه پديدار مي‌شود و توسط وبسايت‌هايي كه خودشان را براي كسب و كار شما مشتاق نشان مي‌دهند تهيه شده است، از مسير خارج مي‌شويم.

برخي از افراد از اينترنت به منظور روبه رو شدن با رفتار‌هاي جنسي كه هيچ گاه جرات رويارويي با آن را در دنياي خارج از دنياي مجازي نداشته‌اند، استفاده مي‌كنند. اين موضوع با عنوان ننگ اجتماعي شرح داده شده است. زيرا تحقيقات نشان مي‌دهد كه فعاليت‌هايي از جمله تماشاي فيلم‌هاي پورن و دستيابي به هرگونه موارد جنسي به صورت آنلاين، كمتر از لحاظ اجتماعي محكوم مي‌شود.

فعاليت‌هاي جنسي مجازي به ويژه در چارچوب رابطه مي‌توانند بسيار خطرناك و آسيب‌زا باشند. بيشتر افرادي كه به منظور ارضاي نياز‌هاي جنسي خود به اينترنت روي مي‌آورند از ضرر آن چشم‌پوشي مي‌كنند و هميشه توجيه “فقط يك نگاه” را به همراه دارند. اما در حقيقت آن‌ها به دنبال تماشاي فيلم‌هاي پورن نيستند، بلكه در دنياي مجازي به دنبال مخاطب خاص خود مي‌گردند.

اينترنت و افزايش ارتباط قلبي
نلسون و سالاوو بيان كرده‌اند كه ارتباط مجازي مي‌تواند منجر به روابط عاطفي شود حتي اگرهر دو مخاطب با يك‌ديگر ملاقات حضوري نداشته باشند، به اين ارتباط، ارتباط قلبي نيز گفته مي‌شود. آن‌ها چنين شرح داده‌اند كه به دليل ايجاد وابستگي ميان مخاطبين، ارتباطات عاطفي مي‌توانند رويه خطرناكي را به سمت ارتباطات فيزيكي در پيش بگيرند.

كاربران اينترنت خطرات ناشي از ارتباطات عاطفي را به جان مي‌خرند. يك تحقيق نشان داده است كه رفتار‌هاي آنلايني كه بيشتر به ديد خيانت به آن‌ها مي‌نگرند شامل رابطه جنسي آنلاين، قرار‌هاي آنلاين، ساير رفتار‌هاي جنسي و وابستگي‌هاي عاطفي است.

در چهار طرح تعريف شده، ۶۰ - ۸۲ درصد از شركت كنندگاني كه مورد مطالعه قرار داده شده بودند، رفتار عاطفي آنلاين را نسبت به رفتار‌هاي جنسي آنلاين خطرناك‌تر دانسته‌اند. آيا در حال ورود به يك رابطه عاطفي مجازي هستيد؟ چگونه طرفداران شبكه‌هاي اجتماعي كه در يك رابطه متعهدانه هستند از گرفتاري در يك مسير مجازي به سوي يك ارتباط عاطفي آنلاين جلوگيري كنند؟

شناسايي علايم خطرات وابستگي

نلسون و سالاوو بيان كردند كه از نشانه‌هاي درگيري آنلاين مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

انتظار كشيدن مشتاقانه براي آنلاين شدن يك مخاطب ارتباط مجازي

اعتماد كردن به آن‌ها براي در ميان گذاشتن مشكلات

در اختيار گذاشتن اطلاعات در مورد مشكلات روابط در خارج از دنياي مجازي

دادن و گرفتن هديه

مقايسه هيجانات كلامي و روحي روابط آنلاين با رابطه خارج از دنياي مجازي

اختصاص دادن زمان‌هاي خانوادگي و يا زمان‌هاي استراحت در كار براي چك كردن ايميل‌ها و يا پيام‌هاي شبكه‌هاي اجتماعي و در اولويت قرار دادن آن‌ها


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: روابط مجازي،
موضوع:
[ ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ ] [ ۱۰:۲۹:۱۴ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]

بي حوصله

به طور حتم شما هم روزها و لحظاتي را تجربه كرده ايد كه چندان سرحال نبوده و احساس كسالت، خواب آلودگي و بي حوصلگي مي كرده ايد. تا به حال از خودتان پرسيده ايد كه كدام عوامل چنين احساسي را ايجاد مي كنند؟ در اينجا به ۱۰ عاملي اشاره مي كنيم كه مي توانند شما را بي حوصله و كسل كنند:

۱. عادت بد غذايي

عادت بد غذايي علاوه بر آنكه مي تواند حالاتي مانند تهوع و درد در شكم را ايجاد كند، بر حالات رواني ما نيز تاثير مي گذارد و حالاتي مانند تحريك پذيري، نوسانات خلقي، عدم تمركز، پرخاشگري، عصبانيت يا بيش فعالي را ايجاد كند. اگر از نوسانات خلقي رنج مي بريد، غذاهايي را كه در طول روز مصرف مي كنيد يادداشت كنيد تا رابطه بين غذاهاي مصرف شده و نوسانات خلقي خود را كشف كنيد.

۲. چيدمان خانه

اگر مي خواهيد سرحال تر و شادتر باشيد چيدمان خانه را عوض كنيد زيرا محيط اطراف تاثيري عميق بر روحيات ما دارد. مثلا رنگ قرمز مي تواند افراد را تحريك پذير و عصبي كند، در حالي كه زرد ايجادكننده شادي و آبي ايجادكننده آرامش است. تحقيقات همچنين نشان مي دهد كه استفاده از تصاوير آرامش بخش –مثلا مناظر زيبا بر روحيات ما تاثيري مثبت داشته و استرس و آشفتگي را كم مي كند.

۳. ترفيع گرفتن

اكثر ما روياي ترفيع گرفتن در محل كار را در سر مي پرورانيم، اما واقعيت آنقدرها هم كه فكر مي كنيم اميدبخش نيست. محققان دانشگاه وارويك به اين نتيجه رسيده اند كه وقتي كارمندي ترفيع مي گيرد، ميزان استرس و فشار ذهني اي كه بر او وارد مي شود افزايش يافته و سلامت ذهني او به خطر مي افتد.

۴. چراغ كنار تخت

اگر مرتبا هنگام تماشاي تلويزيون يا هنگام مطالعه خوابتان مي برد، مراقب تاثير اين امر بر اعصاب و روان خود در روز بعد باشيد. تحقيقات نشان مي دهند كه نور در شب مي تواند مانعي براي توليد ملاتونين – هورموني كه بر خلق و خوي انسان اثر مي گذارد بشود. ملاتونين تنها در تاريكي توليد مي شود بنابراين سعي كنيد در منزل خود از پرده هاي ضخيم استفاده كرده و هنگام خواب همه چراغ ها را خاموش كنيد.

۵. كمبود مواد مغذي

عوامل زيادي وجود دارند كه مي توانند به افسردگي منجر شوند، ولي در عين حال رژيم غذايي نيز مي تواند علايم افسردگي را بهتر يا بدتر كند. كمبود ويتامين D، ويتامين B و اسيدهاي چرب امگا ۳ مي تواند به احساس افسردگي و آشفتگي منجر شود. بنابراين سعي كنيد اين مواد مغذي را حتما در رژيم غذايي روسانه خود بگنجانيد.

۶. دوستان

مكن است تصور كنيد كه وقت گذراني با دوستان راهي مناسب براي سرحال شدن است، با اين حال همه چيز به روحيات آنها بستگي دارد. به عقيده محققان احساسات ما (خواه مثبت و خواه منفي) مسري هستند و اغلب بدون اينكه بدانيم از شخصي به شخص ديگر انتقال مي يابند. جالب آنكه حتي گاهي بدون اينكه دوستان را ببينيم تحت تاثير خلق و خوي آنها قرار مي گيريم. مثلا در يك تحقيق مشخص شد كه كاربراين فيس بوك مي توانند تا مدت ۳ روز تحت تاثير ساير كاربران قرار داشته باشند.

۷. دير خوابيدن

بسياري از ما مي دانيم كه كمبود خواب موجب كسالت و بي حوصلگي مي شود، با اين حال از نظر محققان زمان خواب به اندازه ميزان خواب اهميت دارد. كساني كه دير به رختخواب مي روند حتي اگر زياد بخوابند، در معرض افسردگي قرار دارند. پس سعي كنيد شب ها زود بخوابيد و البته خواب كافي داشته باشيد.

۸. قرص هاي ضدبارداري

محققان مي گويند زناني كه از قرص هاي ضدبارداري استفاده مي كنند دو برابر بيشتر از ساير زنان در معرض خطر افسردگي قرار دارند. اين قرص ها در برخي زنان حالاتي مانند نوسانات خلقي و كاهش ميل جنسي را نيز ايجاد مي كند.

۹. سيگار

همه ما آگاه هستيم كه سيگار خطر ابتلا به سرطان، بيماري هاي قلبي و پيري زودرس را افزايش مي دهد. اما جالب است بدانيد كه سيگار بر سلامت روان افراد نير تاثير سوء دارد. محققان نيوزلندي در يك پژوهش بزرگ دريافتند كه افراد سيگاري و معتادين به نيكوتين بيش از سايرين در معرض افسردگي قرار دارند.

۱۰. آفتاب

در روزهاي تاريك زمستان احتمال ابتلا به اختلال عاطفي فصلي وجود دارد، ولي آيا مي دانستيد كه آفتاب هم مي تواند افراد را كسل و افسرده كند؟ اگرچه اختلال عاطفي تابستاني تنها بر ۱ درصد افراد تاثير دارد، ولي عوارض آن جدي و شامل بي خوابي، كاهش اشتها و افسردگي هستند.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: بي حوصله،
موضوع:
[ ۲۱ خرداد ۱۳۹۹ ] [ ۰۲:۴۷:۰۴ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]

رولنشناسي كودك

روانشناسي كودك و اهميت آن

يكي از مهم ترين فاكتورهايي كه هر والديني بايد آن را رعايت كنند ، اين است كه كودك شناسي خوبي داشته باشند . البته با بزرگ كردن فرزند مي توان به ابعاد مختلف شخصيتي او پي برد .

 

بايد ياد بگيريم كه نگاه كودك به دنياي اطراف خود چيست و چگونه مهارت هاي جديد را به او بياموزيم ، با احساسات او آشنا شويم و تغييراتي كه ممكن است در طول زندگي داشته باشد را مشاهده كنيم كه همگي زير شاخه روانشناسي كودك هستند .

همزمان با بزرگ شدن كودك او در مرحله هاي پيشرفت كردن قرار مي گيرد . محيط ، ژنتيك ، عناصر فرهنگي مي تواند روي شخصيت كودك تا حد زيادي تاثيرگزار باشد و البته كه سخت است مسير پيش رو را براي كودكان توضيح دهيم و احساسات آن ها را آناليز كنيم . دقيقا همينجاست كه روانشناسي كودك به كمك شما مي آيد و اطلاعات ارزشمندي را در اختيار تان قرار مي دهد .

روانشناسي كودك چيست ؟

چنانچه در نمناك گفته ايم روانشناسي كودك مطالعه بر روي عملكرد هاي خودآگاه و ناخود آگاه كودك مي باشد كه روانشناسان كودك چگونگي تعامل كودك را با والدين ، خودشان و جهان اطراف بررسي مي كنند تا پيشرفت و رشد ذهني آن ها را متوجه شوند .

چرا روانشناسي كودك اهميت دارد ؟ اهداف روانشناسي كودك چيست ؟

هركس دوست دارد كه رشد سالم را در كودك خود مشاهده كند اما گاهي اوقات نمي توان طبيعي بودن و يا غير طبيعي بودن رفتار كودك را متوجه شد و روانشناسان كودك به ما كمك مي كنند تا اين تفاوت را بفهميم .

فهم الگو هاي رفتاري طبيعي و غير طبيعي كودك به والدين كمك مي كند تا ارتباط برقرار كردن بهتر، ياد دادن بهتر مسائل براي مديريت احساسات آن ها را بفهمند و به پيشرفت بيشتر كودك خود در مراحل مختلف زندگي كمك كنند .

روانشناسان همچنين ريشه رفتارهاي غير طبيعي كودك را نيز پيدا مي كنند و به آن ها كمك مي كنند كه با اين مشكلات مبارزه كنند . آن ها همچنين به پيشگيري ، ارزيابي و تشخيص مشكلاتي مثل اوتيسم مي پردازند .

رشد فيزيكي

رشد فيزيكي در كودكان معمولا طي پديده هاي ترتيبي رخ مي دهند و كودكان اول ياد مي گيرند كه چگونه سر خود را بالا ببرند ، خود را بچرخانند ، راه بروند و بدوند كه روانشناس نيز طي بررسي ويژگي هاي رفتاري ، علائم فيزيكي و جسمي كودك خود را نيز بررسي مي كند تا موارد غير طبيعي را در او تشخيص دهد و تاخير در رشد كردن در قسمتي از بدن او مي تواند نشان دهنده مشكلاتي باشد كه ممكن است روي روان او تاثير بگذارد .

رشد ذهني

نظريه هاي مختلفي در مورد رشد ذهني كودك وجود دارد كه در طي سال ها دچار تغيير و تحولات زيادي شده است و اكنون همه ما مي دانيم كه كودكان تازه متولد شده از محيط اطراف خود آگاه هستند و نسبت به آن نيز علاقه و هيجان دارند، حتي قبل از اين كه زبان باز كنند .

كودك

رشد فيزيكي

رشد فيزيكي در كودكان معمولا طي پديده هاي ترتيبي رخ مي دهند و كودكان اول ياد مي گيرند كه چگونه سر خود را بالا ببرند ، خود را بچرخانند ، راه بروند و بدوند كه روانشناس نيز طي بررسي ويژگي هاي رفتاري ، علائم فيزيكي و جسمي كودك خود را نيز بررسي مي كند تا موارد غير طبيعي را در او تشخيص دهد و تاخير در رشد كردن در قسمتي از بدن او مي تواند نشان دهنده مشكلاتي باشد كه ممكن است روي روان او تاثير بگذارد .

رشد ذهني

نظريه هاي مختلفي در مورد رشد ذهني كودك وجود دارد كه در طي سال ها دچار تغيير و تحولات زيادي شده است و اكنون همه ما مي دانيم كه كودكان تازه متولد شده از محيط اطراف خود آگاه هستند و نسبت به آن نيز علاقه و هيجان دارند، حتي قبل از اين كه زبان باز كنند .

رشد ذهني به پروسه يادگيري و فكري كودك برمي گردد كه اين رشد شامل مشاهده كردن ، فهم دنياي اطراف ، يادگيري زبان ، حافظه ، تصميم گيري ، حل مشكل ، چگونگي استفاده از قدرت تجسم و چگونگي استفاده از منطق و استدلال مي باشد كه تمام اين فاكتورها از ژنتيك و محيط به كودك مي رسد .

رشد احساسي

رشد احساسي و اجتماعي كودك تا حد زيادي در هم گره خورده است ، رشد عاطفي به چگونگي احساس كودك ، فهم او در مورد احساسات و ابراز آن ها برمي گردد . رشد عاطفي از كودكان بسيار كوچك آغاز مي شود كه غالبا احساساتي مثل ترس ، لذت ، خشم و ناراحتي را نشان مي دهند .

همزان با بزرگ شدن كودك احساسات آن ها نيز پيچيده تر مي شود و احساساتي مثل اعتماد بنفس ، اميدواري ، گناه و غرور در آن ها پديدار مي شود و رشد احساسي همچنين توانايي كودك را براي احساس و فهم عواطف ديگران شامل مي شود كه يادگيري تنظيم اين احساسات براي بعضي از كودكان سخت است كه در اين مرحله روانشناس و يا فهم روانشناسي كودك كمك بسيار زيادي مي كند .

رشد احساسي همچنين مي تواند تا حد زيادي رشد اجتماعي كودك را نيز نشان دهد و رشد احساسي كودك روي برخورد آن ها با ديگران نيز تاثيرگزار است و رشد اجتماعي در مورد اين است كه كودك چگونه ارزش ها ، آگاهي و مهارت هاي اجتماعي را در برابر افراد ديگر انجام مي دهند .

حال اين روانشناسي كودك را مي توان در فضاهاي مختلفي بررسي كرد كه در ادامه مقاله به آن ها اشاره مي كنيم :

فضاي اجتماعي :

روابط بين دوستان تاثير زيادي روي فكر، يادگيري و رشد كودكان دارد و خانواده، مدرسه و گروه هاي دوستانه نقش مهمي را در فضاي اجتماعي كودك خواهند داشت .

فضاي فرهنگي :

فرهنگ محيطي كه كودك در آن زندگي مي كند ، ارزش ها ، سنت ها و طرز فكر ها و شيوه هاي مختلف زندگي در طرز فكر كودك بسيار موثر است و همچنين فرهنگ نقش مهمي در روابط كودك با والدين ، مدرسه دارد .

فضاي اجتماعي اقتصادي :

وضعيت اجتماعي اقتصادي فاكتورهاي مختلفي را مثل سطح تحصيلاتي مردم ، ميزان درآمد ، شغل و محل زندگي را شامل مي شود . كودك مي تواند با غني بودن در هر كدام از موارد بالا مثل فرهنگ غني مردم كشور خود ، راحت تر ناتعادلي ها را برطرف كند و خود را ارتقا دهد .

4 مباحث روانشناسي كودك كه ممكن است به والدين كمك كند

بسياري از مباحث روانشناسي كودك وجود دارد كه مي تواند براي والدين بسيار مفيد باشد. اين افراد ممكن است تمام تلاش خود را بكنند كه والدين خوبي باشند اما ممكن است غالباً شكست بخورند. مواقعي وجود دارد كه تعامل با كودكي كه مراحل مختلف رشد را پشت سر مي گذارد بسيار دشوار مي شود.

 

رفتار كودك

اين هميشه يك بحث برجسته در محافل روانشناختي است كه در مورد كودكان بحث مي شود. مشكلات مختلف زيادي وجود دارد كه با رشد كودك مي تواند بروز كند و والدين بايد بدانند كه چگونه با هر يك از اين مسائل مناسب رفتار كنند. به عنوان مثال كودكي كه 12 ماهه است قصد دارد رفتارهاي حل مسئله را شروع كند.

با رسيدن به 18 ماه ، آنها از اطلاعات جمع آوري شده از تجربه شخصي و 5 درك حسي استفاده مي كنند تا در زندگي روزمره خود گزينه هايي را انتخاب كنند. در اين مدت نيز ممكن است روحيه كودك دشوار شود و اينجاست كه آنها ديگر فقط به هدايت والدين تكيه نمي كنند.

هنگامي كه آنها شروع به كشف توانايي هاي خود مي كنند ، ممكن است نااميد شوند زيرا سعي مي كنيد از انجام برخي كارها جلوگيري كنيد. اين نوع تجربه وقتي كودك ابتدا به پيش دبستاني يا مهدكودك مي رود و از دبستان تا دبيرستان فارغ التحصيل مي شود ، تكرار خواهد شد. والدين بايد در صورت وجود شرايط دشوار ، از راهكارهايي از جمله ارائه انتخاب به فرزندان يا تغيير مسير توجه آنها آگاه باشند

اگرچه روزگاري ازتنبيه و مجازات به عنوان يك روش اصلي براي مقابله با كودكان ناخوشايند استفاده مي شد ، اما امروزه بيشتر روانشناسان و والدين در حال انجام بازخورد مثبت و تغيير مسير به عنوان راهكارهاي اصلي براي كمك به فرزندان خود در اين دوران دشوار انتقالي هستند.

كودك

مديريت خشم براي كودكان

كودكان در هر سني مي توانند مشكلات مديريت خشم را تجربه كنند. همانطور كه قبلاً نيز گفته شد ، همانطور كه مراحل رشد را پشت سر مي گذارند ، اين مي تواند يك زمان بسيار دشوار براي آنها باشد. آنها سعي مي كنند يا به خودي خود يا در نتيجه نشانه هاي اجتماعي كه از همسالان خود دريافت مي كنند ، تكامل يابند.

برخورد با كودكاني كه مشكلات مديريت خشم مانند تنور را تجربه مي كنند، مي تواند براي بزرگسالان بسيار مشكل ساز باشد. اين كه آيا اين اتفاق در خانه رخ مي دهد، يا اگر كودكان در مدرسه اين كار را انجام مي دهند، بايد استراتژي هايي به كار گرفته شود تا بتوانند عصبانيت خود را تغيير مسير دهند يا به آنها كمك كنند تا درك كنند كه چرا آنچه انجام مي دهند از منظري غير از خود اشتباه است. از 4 موضوع روانشناسي كودك، موضوع بعدي به يكي از مهمترين روانشناسان ارجاع مي شود كه واقعاً اين تغييرات را درك كرده است.

نظريه اريك اريكسون

شناخت آموزه هاي روانشناس براي هر دو دوره انتقالي بسيار مفيد است و به كودكان در مقابله با مسائل مديريت عصبانيت كمك مي كند. او روانشناس است كه عبارت بحران هويت را بيان كرد. در اصل ، هر عدم تعادل در شخصيت آنها به طور معمول با نوعي از مرحله انتقالي كه تجربه مي كنند ، گره خورده است. اريك اريكسون يك سيستم هشت مرحله اي براي مقابله با بحران هويت ايجاد كرد.

اينكه اين تغييرات در درجه اول ناشي از فشارهاي بيولوژيكي و تغييرهاي رشد است و اينكه اين انتقالها منجر به تغيير هويت مي شوند ، سيستم هشت مرحله به شما نشان مي دهد كه چگونه با بحران هاي هويتي برخورد كنيد كه در اين مواقع انتقالي به وجود مي آيند.

رشد عاطفي اجتماعي

سرانجام ، موضوعي كه به اين مراحل رشد كودك نيز مربوط مي شود ، شامل رشد اجتماعي - عاطفي است. اريك اريكسون اين تئوري را به عنوان نوعي پاسخ در برابر نظريه هاي روانشناختي فرويد ارائه داد و دانست كه زندگي چيزي بيش از يك سري بحران هايي نيست كه فرد بايد براي تحقق و بقاي آن تحمل كند. او معتقد بود كه اين تغييرات فقط توسط كودكان تجربه نشده است ، بلكه از طريق بزرگسالي نيز ادامه خواهد يافت

براساس بازخوردي كه كودكان از محيط خود دريافت مي كنند ، به خصوص در زمينه اجتماعي ، اين امر بر احساسات آنها تأثير مي گذارد و بنابراين احساسات تصميمات خود را در مورد نحوه برخورد مناسب با درگيري ها هدايت مي كنند.

اين 4 موضوع روانشناسي كودك است كه بايد توسط هر والد مورد مطالعه قرار گيرد. آنچه والدين بايد درك كنند اين است كه كودكان در نتيجه تغييراتي كه بايد رخ دهد ، رشد و نمو مي كنند

همانطور كه آنها در حال يادگيري چگونگي شناسايي خود به عنوان يك فرد ، استفاده از مهارت هاي حركتي و مهارت هاي حل مسئله حتي در مراحل اوليه زندگي هستند ، قصد دارند بحران هايي را تجربه كنند كه مربوط به تحولات توسعه است.

در كنار هم ، اين 4 مباحث روانشناسي كودك به والدين كمك مي كند در هنگام تحمل اين مسائل ، توانايي تعامل با فرزند خود را بهبود بخشند. همچنين پايه و اساس خوبي را براي فرزندان شما ايجاد مي كند ، اطمينان حاصل كنيد كه آنها مي فهمند كه چگونه با اين تغييرات و بحران هايي كه پيش مي آيد به درستي مقابله كنند.

سپس آنها مي توانند آنچه را كه از شما آموخته اند به فرزندان خود منتقل كنند و به تحقق روشي بسيار منطقي تر و متمركز تر براي مقابله با تغييرات زندگي كمك كنند. درك اين مسئله كه چرا اين بحران ها رخ مي دهد و اگر مي خواهيد والدين ايده آل باشيد ، چگونگي مقابله با آنها ، بسيار مهم است.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: روانشناسي كودك،
موضوع:
[ ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ ] [ ۱۱:۰۵:۵۸ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]

 نا اميدي

براي در امان ماندن از نا اميدي و ياس در زندگي همواره بايد توجه داشته باشيد كه المان ها منفي و افراد هاي منفي را در زندگي خود حذف كنيد در اين مطلب تكته هاي مفيد براي داشتن اميد در زندگي را براي شما عزيزان آماده كرده ايم

احساس ياس و نا اميدي يكي از بزرگترين موانع رسيدن به اهداف است در زندگي همه افراد شكست ها و ناملايمت هايي رخ داده است اما نكته مهم و طلايي اين است كه چگونه با مشكلات برخورد كنيم آيا همواره بايد با احساس نااميدي در زندگي آن برهه را پشت ير بگذاريم و يا خودمان بحران را مديريت كنيم احساس نااميدي در زندگي باعث افسردگي و شكست روحي مي گردد در اين مطلب از پرشين وي به بررسي تبعات احساس نااميدي در زندگي خواهيم پرداخت

احساس نااميدي در زندگي

احساس نااميدي از شكست‌هاي مكرر و شادي‌هاي اندكي كه مردم به دنبالشان هستند بوجود مي‌آيند زماني كه احساسات منفي و نااميدي در زندگي ما ايجاد مي‌شوند احساس نااميدي در زندگي مي‌توانيم با آن مبارزه كنيم تا در زندگي ما را با مشكلات بعدي روبه‌رو نسازد. رويا ها براي روان مانند اكسيژن براي ريه ها هستند. اگر به سمت آنها حركت كنيم هورمون هاي شادي آزاد خواهند شد، و با ناديده گرفتن آنها احساسات بد را تقويت كرده ايم.

نااميدي و افسردگي شايد چيزي جز دلسرد شدن ذهن شما نسبت به امكان شكل گرفتن رويا هايتان نباشد. شايد فكر كنيد در حال حاضر رويايي نداريد و به خاطر بي توجهي به روياهايتان دلسرد و افسرده هم نيستيد ولي اگر به گذشته خود نگاه كنيد خواهيد ديد كه در زندگي خود نسبت به كارهاي مختلفي شور و شوق داشته ايد ولي چون براي بدست آوردن آن برنامه ريزي و تلاشي نكرده بوديد خود به خود آنها را ناديده گرفته ايد.

بعضي ها براي روياهاي خود مي جنگند و اميد و خوش بيني را در ذهن خود زنده نگه مي دارند. تا بتوانند سعادتي را كه در نظر دارند در آينده بدست آورند. در حاليكه ديگر افراد رويا هاي خود را در ضمير نا خودآگاه خود دفن مي كنند و تا آخر عمر نا اميد و افسرده باقي مي مانند.

علل نااميدي چيست؟

– شكست هاي پي در پي در زندگي : يكي از علل احساس نااميدي در زندگي، شكست و انتظار شكست مي باشد. اگر شما هميشه انتظار شكست را داشته باشيد و توانمندي هاي خود را باور نداشته باشيد، احساس خوبي در زندگي نخواهيد داشت.

– يكنواختي در زندگي : انسان فطرتا زيبايي طلب بوده و دوست دارد با تنوع زندگي كند؛ چنانچه محيط زندگي يا فرايند زندگي يكنواخت باشد، روند تغيير و تبدّل انرژي رواني با خلل مواجه مي گردد. گاهي انسان به تغييرات اندكي در زندگي نياز دارد.مثل گردش، تفريح و يا حتي تغيير چيدمان منزل.

– عدم برآورده شدن نيازها : رفع نيازها احساس لذت در زندگي را به دنبال دارد. در واقع نيازها به عنوان يكي از انگيزه هاي حياتي هستند. اگر نيازها نبودند انسان در زندگي بسياري از دلخوشي ها را از دست مي داد و خيلي از فعاليت ها را ترك مي كرد.

حال اين نكته نيز حايز اهميت است كه اگر نيازها به درستي و به موقع و متناسب پاسخ داده نشوند مي تواند منجر به احساس سستي و بي حوصلگي در فرد شود. – كم بودن فعاليت هاي زندگي : ركود و نداشتن مشغله كافي در زندگي و بيكاري و داشتن ساعات زيادي كه نمي دانيم با چه فعاليت هايي آن را پر كنيم و يا پر كردن آن با فعاليت هاي غير مفيد و بي ارزش مي تواند به احساس سستي و بي حوصلگي منجر گردد.


نااميدي و افسردگي شايد چيزي جز دلسرد شدن ذهن شما نسبت به امكان شكل گرفتن رويا هايتان نباشد.

– نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس : اگر ارزش هاي وجودي خودتان را نشناسيد و آنها را باور نكنيد راجع به خودتان و زندگي تان احساس خوبي نخواهيد داشت. تنها انسان هايي احساس خوبي در زندگي دارند كه احساس خوبي نسبت به خودشان دارند و خودشان را به عنوان انساني خوب و كارآمد قبول دارند.

– شغل نامناسب : چنانچه كاري را انجام مي دهيد كه به آن علاقه نداريد خيلي طبيعي است كه از آن احساس لذت نكنيد، و هنگامي كه مي خواهيد به كار مشغول شويد بدترين احساس را داشته باشيد، و هميشه در زندگي احساس خستگي كنيد. دو چيز در زندگي باعث نيك بختي و احساس لذت در زندگي است : يكي همسر دلخواه و مناسب و ديگري شغل متناسب و دلخواه.

– مناسب نبودن رشته تحصيلي : اگر رشته تحصيلي شما مورد علاقه تان نباشد يا مطابق با استعدادهاي شما نباشد، پيشرفت چنداني در آن رشته نخواهيد داشت و تحصيل به مسئله بغرنج و عذاب آورتبديل خواهد شد.

يكي از علل احساس نااميدي در زندگي، شكست و انتظار احساس نااميدي در زندگي مي باشد

راهكارهايي براي درمان نااميدي

– تقويت ايمان: عامل زيربنايي احساس و رفتار انسان ايمان به خداست. با ايمان به خداست كه مي توان سخت ترين كارها را انجام داد و از آن لذت برد. بنابراين راهكار لذت بردن از زندگي تقويت ايمان است. – اتفاقات را بپذيريد؛هر چيزي كه برايتان اتفاق مي‌افتد را بپذيريد، ‌بسياري از افراد مي‌خواهند از زير بار احساسات غم‌انگيز شانه خالي كنند چرا كه براي آنها دردناك است اما تنها پذيرفتن واقعيت است كه آنها را آرام خواهد كرد.

– خانه را به محل شادي تبديل كنيد؛بدون شك، احساس نااميدي از شكست‌هاي مكرر و شادي‌هاي اندكي كه مردم به دنبالشان هستند بوجود مي‌آيند. – برنامه ريزي منظم براي زندگي؛ براي زندگي خود برنامه ريزي جامعي داشته باشيد، كه در برگيرنده ساعاتي براي تحصيل يا اشتغال، كارهاي شخصي، تفريحات سالم، عبادت، استراحت و غيره باشد. برنامه تان را بر روي برگه نوشته و آن را به دقت مورد اجرا قرار دهيد و به هر گونه پيشرفت و موفقيت خود پاداش دهيد.پاداش شما مي تواند تحسين خود، رفتن به گردش، خوردن غذاي مورد علاقه يا پرداختن به هر كار مورد علاقه اي باشد.

– داشتن تفريحات سالم در زندگي؛ بصورت هفتگي يك وعده غذايي را در دامان طبيعت بخوريد. – داشتن باغچه ؛باغچه كوچكي داشته باشيد و در منزل از گلدان و گل استفاده نماييد. – تقويت روابط صميمي و سازنده با ديگران؛ همه ما انسان ها نياز به محبت و پذيرش داريم و اين محبت و پذيرش بيشتر از ناحيه دوستان ارضا مي گردد. اين ارضاي نياز است كه احساس لذت و خوشي به انسان مي بخشد. بنابراين ابراز وجود و پذيرشي كه از يك دوست صميمي حاصل مي شود مي تواند تاثير زيادي بر احساس مثبت ما در زندگي داشته باشد.

نااميدي

درمان نا اميدي

پس سعي كنيد اولا دوستان خوبي انتخاب كنيد؛ دوستاني كه شما را به ياد خدا بيندازند و در شرايط سختي شما را رها نسازند و هميشه يار و ياور و غمخوار شما باشند، و ثانيا روابط خود را با آنها بيشتر كنيد. – شركت در جمع و مباحث جمعي؛ سعي كنيد بيشتر در جمع باشيد. البته جمعي كه شما را تاييد كند نه اينكه طرد يا تحقير كند.

– انجام دادن عبادت؛ احساس نااميدي در زندگي نماز اول وقت اهميت ويژه اي بدهيد. و سعي كنيد هر روز مقدار معيني قرآن بخوانيد و در معناي آن تدبّر نماييد. – سعي كنيد افكار منفي را از خود دور كنيد و آنها را با افكار صحيح جايگزين كنيد؛ بجاي اينكه فكر كنيد فردي ناتوان يا بد شانس هستيد به اين فكر كنيد كه كساني هستند كه شرايطشان از شما بدتر است.

كساني كه از سرپناه محرومند. كساني كه با خانواده معتاد درگيرند و يا درگير مشكلات مالي هستند. – انجام دادن ورزش؛ بصورت مرتب روزانه نيم ساعت ورزش كنيد. – داشتن سرگرمي؛ سرگرمي هاي علمي و هنري داشته باشيد و ساعاتي از روز را به كارهاي مورد علاقه خود سپري كنيد.

راهكارهايي براي اميدوار شدن به زندگي

– افكار تحقير كننده را از خود دور احساس نااميدي در زندگي كنيد. – در انجام رفتارهاى اجتماعى كوچك و در محيطهايي كه بيش‏تر احساس راحتى مى‏ كنيد، فعال باشيد. اين كار را از سلام كردن، احوالپرسى، جواب سلام دادن، نگاه كردن، تعارف كردن و تعارف شنيدن با اطرافيان و استادان در بيرون از كلاس آغاز كنيد و با تمرين به كارهاى بزرگ‏تر و مهم‏تر گسترش دهيد. البته اين كارها در صورتي توصيه مي شود كه حمل بر غرض ورزي نشود و زمينه از بين رفتن آبروي انسان نگردد.

– دركارهاي اجتماعي شركت كنيد؛تلاش كنيد كه در كارهاى اجتماعى در محيط خانه، مدرسه و دانشگاه مانند اردو و بازى‏ هاى دسته جمعى شركت كنيد و نقش فعالى را بپذيريد. – تلقين مثبت را فراموش نكنيد. به خود تلقين كنيد كه من از بقيه چيزي كم ندارم. خيلي نقاط مثبت دارم كه خيلي از افراد ندارند.

من نبايد ترسي از حضور در جمع داشته باشم. همه كساني كه به راحتي در حضور استاد صحبت مي كنند در توانايي ها و استعداد ها با من همتراز مي باشند و جاي نگراني نيست.

– فهرستى از ده لغت يا عبارت – كه بيانگر ويژگى‏هاى مثبت شخصيت شما است – تهيه كنيد و روزى چند بار آنها را در قالب جمله كاملى بخوانيد ؛ مثلاً بگوييد: «من باهوش هستم» و…. – هرگز خود را سرزنش نكنيد. – سعي كنيد دوستاني خوب و مومن براي خود انتخاب كنيد و ارتباطتان را با اين دوستان بيشتر كنيد.

بيشتر بدانيد از راهكارهاي افزايش اميد در زندگي

شايد به نظر شما اين حرف شعارگونه بيايد. اما بهتر است ما به جاي حسرت چيزهايي كه نداريم، قدردان داشته‌هاي خود باشيم. ذهن‌تان چيزي را درو مي‌كند كه خودتان در آن كاشته‌ايد. شكرگزار باشيد تا ببينيد زندگي‌تان چگونه تغيير مي‌كند و اميدتان دوباره زنده مي‌شود.

افراد زيادي در دنيا فقر، جنگ، قحطي، ظلم حاكمان و انواع معلوليت‌ها را تحمل مي‌كنند. وقتي كه ما بر روي چيزهايي خوبي كه در زندگي داريم تمركز كنيم، مي‌توانيم به جاي نااميدي، شكرگزار داشته‌هاي خود باشيم. زماني كه احساس مي‌كنيد هيچ چيزي در زندگي نداريد كه به خاطرش شكرگزار باشيد، تلاش كنيد تا فهرستي از داشته‌هاي خود تهيه كنيد. همين كه زنده‌ايد، مي‌توانيد بخوانيد، حرف بزنيد، غذايي براي خوردن داريد و افرادي شما را دوست دارند، دلايل خوبي براي شكرگزاري هستند.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: احساس نااميدي،
موضوع:
[ ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ ] [ ۰۵:۱۴:۳۰ ] [ سينا ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 0
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب

تخفیف لند